در بازدیدی که از یک کارخانه کوچک خارجی داشتم، متوجه این نکته شدم که در جای جای محیط آن

جملاتی برگرفته از نگاه بنیانگذار آن در معرض دید و به عنوان آیت ذهن قرار گرفته است.

اینکار اولا نشان می دهد که مدیر مجموعه دارای فلسفه کاری و اصول مدیریتی مشخصی است 

و ثانیا همواره یادآوری می شود.

به عنوان مثال شش اصل یا اعتقاد راسخ ماری اینشرکت عبارت است از:

1- بیشتر از آنچه که از تو خواسته اند انجام ده

2- دائما یاد بگیر

3- از هر فرصتی ، مزیتی را بدست آور

4- با شرکت صادق باش

5- بدنبال راه حلها باش، نه ایرادات

6- از کار لذت ببر و بخند

 

 

پی نوشت:

آیا اصول مدیریتی مان را تبیین کرده ایم؟ 

   

من عبارتی دارم که بارها در مورد یک گروه بزرگ سرمایه گذاری بکار برده ام.

هرچند که علاقه وافر دارم که این جمله من به خطا برود و توصیفی از این مجموعه نباشد، اما در روزهای اخیر که فرصت تجدید دیدار با دوستان و همکاران سالهای قبلم بدست آمده است.بنظر می رسد این جمله مصداق اوضاع آنجاست!

من معتقدم که این گروه شخصیت کار بزرگ انجام دادن را ندارد!

 

چرا که اگر در بین تعداد کثیر شرکتهای این گروه بگردیم، خبری از یک اتفاق بزرگ یا کار جدید نیست و در برخی موارد هم کارها حسابی گره خورده است!

 

به هر حال، خوب است که فعالین کسب و کارها قادر باشند اقدام به کارهای بزرگ کنند و بتوانند برای اقتصاد ملی نتایجمناسبی را به ارمغان بیاورند. نه اینکه منابع را اتلاف کنند!

 

زندگی سفری مقدس است که مملو از تغییر، رشد، کشف، تحرک و تحول می باشد

و مستمرا چشم اندازتان را در مورد مقدورات زندگی بسط می دهد ، روح شما را اعتلا می بخشد،

سبب می شود به شهود درونتان گوش فرا دهید ، موجب می شود که بیاموزید عمیق و شفاف زندگی را مشاهده نمایید

و در هر قدم از مسیر زندگی چالشها را شجاعانه پشت سر می گذارید .

شما اکنون در مسیر زندگی می باشید و دقیقا از همین جایی که در حال حاضر هستید .

شما می توانید تنها به جلو بروید، داستان زندگیتان را به داستانی با شکوه از پیروزی،

از ارتقاء، از شجاعت، از زیبایی، از حکمت، از قدرت، از عزت و از عشق شکل دهید.

 

در اين فرخنده فروردين و فرخ جشن نوروزی

نصيب دوستان ما سعادت باد و پيروزی

 

 

 

این روزهای آخر سال، زیباست!

روزهایی از جنس مرور سال 1389

در جلسه پایانی سال به اعضای جلسه رهبری شرکت گفتم که در این نشستهای آخر سال باید، حرفهای خوب بزنیم. الان هم مجددا می گویم که این روزها از جنس روزهای روشن است!

روزهایی که درآن به مرور اقدامات موثر سال89 خود می پردازیم و برای سال 90 به اهدافمان می اندیشیم.

امروز چند ایمیل محبت آمیز ،،کامنت جذاب و نشست جالب داشتم. در همه اینها پیامی مستتر بود و آن هم ناظر بر این بود که ما در سال 89 پر کار بودیم و بسیار تلاش کردیم!

خدا را سپاس می گویم که اکنون حسرت زمان رفته را نمی خوریم و امیدوار به آینده روشن می نگریم!

پس باید بگوییم:

روزهای روشن، سلام!

اینروزها سرم شلوغ است!

 

آنقدر که رمق فکری و جسمی برای نوشتن وبلاگ (محبوب ترین سرگرمی ام) پیدا نمی شود.

 

صبح امروز به خودم می گفتم که کاش می شد ، به دنیا می گفتیم:

 

وایسا دنیا!

 

 

 

 

 

 

پی نوشت:

  • از چند روز دیگه مرتب خواهم نوشت.
  • حالا که فقط یک کم تا سال جدید مانده، عید شما مبارک

 

 

 

هوش مصنوعی به سرعت در دنیای ICT  سهم بیشتری را به خود اختصاص می دهد.

هر چند که همچنان کاربردهای نظامی آن بر سایر وجوه آن غالب است، اما صنایع به دنبال آن هستند

که مصادیق عملی و کاربردی آنرا در زندگی بشری بازتعریف کنند.


عکسهای زیر معرفی سیستمی است که تنها از طریق تمرکز فرد بر روی حروفی که بر مونیتور نمایش

داده می شود، امکان تابپ را برای فرد ایجاد می نماید. در واقع از این طریق می توان امکان انتقال منظور

افرادی که فلج کامل شده اند و قدرت تکلم و تحرک ندارند را فراهم آورد.


این سیستم در نمایشگاه CEBIT امسال به نمایش گذاشته شده بود.

 

 

 

 

 

 

 

1-  واژه ها بار معنایی خاص خود را دارند. لیکن گاهی ما با واژه ها بازی می کنیم و آنها را بهانه می کنیم. مثلا با بروکراسی مخالفت می کنیم بدون آنکه توجه کنیم بروکراسی حداکثری مزاحم و نامناسب است! و آنقدر اوضاع رها می شود که بروکراسی زدایی افراطی می شود که جایش را به شلختگی می دهد!


2- خیلی وقتها برای سرپوش گذاشتن بر تمایلاتمان واژه ها را سرقت می کنیم. مثلا  برای اینکه تصمیمی را که گرفته ایم ، موجه جلوه دهیم به هزار واژه مدیریتی و ضابطه و استدلال تکیه می نیم. بدون اینکه صریحا بگوییم این تصمیم مدیریتی ماست.


3- سلسله مراتب یکی از این واژه هاست که دائما توسط ما در سازمانهایمان به بازی گرفته می شوند! و پوشش مناسبی برای مخفی نگه داشتن تمایلات ما می باشند. به زیردستانمان فشار می آوریم تا سلسله مراتب را رعایت کنند و تلاش آنها را نیز برای بیان شایستگیهایشان با همین سلسله مراتب سرکوب می کنیم.


4- رعایت سلسله مراتب در کنار شایسته سالاری در سازمانها معجزه می کند. اما ما فقط رعایت سلسله مراتب را دوست داریم و شایسته سالاری را روی کاغذ و برای دکور می پسندیم.


5- رعایت سلسله مراتب و سینه چاک دادن برای استقرار دقیق آن، فقط یک پیام دارد و آن اینکه می ترسیم از انتقال اطلاعات به مقام مافوقمان! در حالیکه آنانکه در بساط خود درایتی و توانی دارند، هرگز از انتشار اطلاعات نمی ترسند.

میزان افزایش دستمزدهای سالانه همواره برای اهالی کسب و کار مهم است ، اما اینبار و پس از اجرای قانون هدفمند شدن یارانه ها این اهمیت دوچندان

شده است. برای من بعنوان مدیر یک کسب و کار خدماتی که بیشترین جزء قیمت تمام  شده اش دستمزد نیروی انسانی است ، طبیعی است که پیگیری اخبار آن نیز مهم باشد.

بنظر می رسد در سطح  مسولین اقتصادی کشور نیز دائما مطالعه ،  بحث و گفتگو بر سر افزایش دستمزدها و نحوه آن در دستور کار قرار دارد. آخرین خبر بر می گردد به گفته های روز قبل وزیر محترم اقتصاد.  اینکه دستمزدها در سال آینده افزایش نیابد و راههای جایگزین مثل تقویت نظام تامین احتماعی در دستور کار قرار گیرد. چندان شفاف نیست و معلوم نیست که مصداق این موضوع چیست؟ مثلا منظور کمک هزینه های درمانی بیشتر است یا اینکه پرداخت بیمه بیکاری مناسب تر؟ یا روشهای جدیدتر و متنوع تر!
به هر حال بودجه های آتی شرکتها در گرو روشن شدن وصعیت مفروضات کار از جکله دستمزدهاست و باید منتظر ماند که ببینیم متولیان امر چه می کنند؟
اگر نوشته من تحت عنوان " توصیه های گری بکر به اقتصاد ایران " را به یاد داشته باشید، بنظر می رسد توصیه های اقتصاددانان کلاسیکی معطوف به قوانین کار منعطف تر و عدم تعیین دستمزدها بصورت دستوری است.

 

روزنامه دنیای اقتصاد روز پنجشنبه بیست و هشتم بهمن ماه یادداشتی  از من به چاپ رسانده است که

خلاصه ای از گزارش پیش بینی بازار خودپردازها تا سال 2015 می باشد که طبیعتا برای فعالین این بازار

می تواند با اهمیت باشد.

لینک دسترسی به این یادداشت را از اینجا می توانید بیابید. 

نکته با اهمیت پیش بینی ایران در این دامنه زمانی است. عین مطلب مربوط به ایران در زیر آمده است.

" منطقه خاورمیانه و آفریقا نیز منطقه مهم  دیگری است که بازار، رشد جدی را خصوصا در خاورمیانه

تجربه خواهد نمود. براساس این گزارش ایران در حال تبدیل شدن به مهم‌ترین بازار خودپرداز در این

منطقه است. از آنجاکه ایران وابسته به نظام مالی غرب نمی‌باشد، لذا کمترین اثر پذیری را از بحران

 اقتصادی جهان در سال 2009 داشته است، بنابراین می‌تواند رشد تعداد خودپردازهای منصوبه را ادامه

دهد. افزایش انفجاری تعداد مشتریان بانک‌ها باعث می‌شود ایران پس از آفریقای جنوبی و نیجریه به

یکی از کشورهای با بیشترین ATM در این منطقه تا سال 2015 تبدیل شود."

سروران ارجمند

 

این وبلاگ امروز چهارمین سالش را آعاز می کند.

دیگر ارائه آمار و گزارش عملکرد چندان مطلوب نیست!

از اینکه از دریچه دنیای مجازی ، فرصتی برای تدوین اندیشه هایم پیدا کرده ام، خداوند را سپاسگزارم.

چراکه این وبلاگ ، یکی از مانوس ترین پدیده های زندگی ام می باشد. 

تنها شاید اگر امروز می خواستم کاری را که روز سی ام بهمن 1386 انجام دادم و برای چندمین بار وبلاگی ساختم،

دوباره تکرار کنم. قطعا خود را در آن معرفی نمی کردم تا از شر ملاحظات پی در پی خود ساخته خلاص شوم!

 

لینکهای مرتبط:

نوشته افتتاحیه

اولین سالگرد

شروع سومین سال

 

از ساعت 7:30 تا الان ( ساعت 10 صبح)  که این نوشته را آماده می کنم، کارهای

 زیر را انجام داد ه ام.

1-       اطلاعات و فایلها را از کامپیوتر قدیمی ام به کامپیوتر جدید منتقل کرده ام. 

2-       چند ایمیل را پاسخ داده ام.

3-       آخرین تصمیم گیری را بر روی قیمت پیشنهادی در یک مناقصه

با اهمیت به پایان رساندم و قیمت را نهایی کردم.

4-       گزارش مدیر یکی از پروژه ها را درخصوص وضعیت پیشرفت پروژه و

گرفتاریها و مشکلات آن بصورت حضوری شنیدم و توصیه های لازم انجام شد.

5-       در خصوص قرارداد بیمه تکمیلی سال آینده همکاران شرکت با مدیر

ذیربط تلفنی موضوع بررسی و نهایی شد.

6-       سه مورد مکالمه تلفنی در خصوص اخذ وقت ملاقات از یکی از مشتریان،

 بررسی وضعیت یکی از واحدهای شرکت و کارهای مربوط به آن در روز جاری

 و موارد مربوط به پرداخت حقوق و مزایای ماه انجام شد.   

 7-        مستندات ایزو شرکت را داشتم مطالعه می کردم تا برای جلسه ممیزی

آماده باشم که تلفنی از سوی یکی از مدیران عالی رتبه مهمترین مشتری شرکت

واصل شد که مدیر ارجمند با عصبانیتی وصف ناشدنی تمام زحمات سازمان ما را

بخاطر اینکه اقدامی را انجام نداده بودیم زیر سوال می برد! از وی خواستم تا اجازه

دهد موضوع را بررسی نمایم.( آنقدر بحث او جزیی بود که در جریان نبودم)

پس از کسب اطلاعات کامل که حدود 20 دقیقه طول کشید متوجه شدم

همکارانم اصلا مقصر نبوده اند و گزارشی که به وی داده شده بود کاملا

غیر واقعی بوده است. البته ایراد دیگر عدم اشراف وی به نوع گردش کار بود.

 به هر حال کارفرمای ارجمند آرام گرفت و با متانت خاصی خواست که عقب

 افتادگی را همکاران من جبران نمایند.

 

 

فهرست فوق برای فقط 150 دقیقه زمان، فهرست فشرده ای است که می تواند

باعث بروز کاستیهایی هم بشود.

البته همیشه اوضاع به این فشردگی نیست ولی باید منصفانه بگویم که کلا ترافیک

کاری بسیار بالاست.

 

 

 

نکته اساسی اینست که مورد آخری ، اتفاق نامناسبی برای شروع یک هفته کاری

 بود ، چون پس از حل و فصل موضوع احساس می کردم که تمام انرزیم را از دست داه ام.

 

به اضافه اینکه گاهی در چارچوب ملاحظات شخصی ، با خود می اندیشی که چرا باید شغلی

 را داشته باشی که در آن مجبور شوی اینهمه تنش و سوء تفاهمهای سازمانی و شخصی

را هضم کنی!

 

اما آنچه که تو را نگه می دارد ، مسولیت پذیری است و شوق رسیدن به آرمانهای سازمانی!

 

مسولیت پذیری در سطر ارزشهای سازمانی ما قرار دارد. این ارزش آنقدر برای همکاران

ما مهم است که در جایگاه اول ارزشهای سازمان قرار گرفته است و رتبه بعدی که مشتری

 مداری است ، اگر چه دومی است اما قطع و یقین به لحاظ معنایی فاصله اش با رتبه یک

فقط یک واحد نمی باشد!

 

اکنون مسولیت پذیری در سازمان ما آنقدر جدی شده است که در مواجهه با اختلاف نظر

 با مشتریان می توانیم با حاشیه مناسبی از آسودگی خیال بر کیفیت کار همکارانمان تکیه

 کنیم و مطمئن باشیم که احتمال کوتاهی از سوی ایشان اندک است. چیزی که در سال

قبل لا اقل به این کیفیت نبوده است!

 

کار کرد دیگر این مسولیت پذیری اینست که با زایشی تصاعدی ، هم از یکسو بار مسولیت

 مدیران ارشد سازمان را سنگین تر می کند  و از سوی دیگر به ایشان البته انرژی می دهد.

 

آنقدر که الان که این نوشته به پایان می رسد ( ساعت 10:16) گویی مکالمه آخری انجام

نشده است!

 

 

ارزشهای سازمانی را باید در لحظه لحظه ایفای وظایف سازمانیمان نهادینه نماییم.  

 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سید علیرضا عظیمی پور می باشد.