1- من از اینکه ابتدای هرسال اهدافم را در سال جدید تعیین می کنم و بعد به برخی از آنها می رسم ، تجربه بسیار خوب و لذت بخشی دارم. این کار را در شرکتها هم انجام می دهم. در واقع چشم اندازها و  اهداف در چارچوب برنامه های استراتژیک باعث تعالی سازمانها می شود.

 

2- شاید شنیده باشید که برخی می گویند : کاری را که می خواهید انجام دهید تا اینکه به پایان نرسیده است به دیگران نگویید. یا اینکه برخی پس از ناکامی ها می گویند آنقدر انرژی منفی،از سوی  دیگران آمد که نتوانستم به هدفم برسم!

 

3- حتی در برخی از اهداف روزانه می بینیم که اصرار دیگران ما را از هدفمان باز می دارد. مثلا در میهمانی همه به فردی که می گوید رژیم هستم ، اصرار می کنند که اینبار را صرف نظر کند و رژیمش را بشکند.

 

4- این ویدئو که به نام   اهداف را در نزد خود نگه دارید  می باشد ، نشان می دهد عدم موفقیت ما در اهدافی که آنها را با دیگران بازگو می کنیم به لحاظ روانشناسی قابل تحلیل است.

 

 

 1- روزانه کثیری از تبلیغات را از طرق مختلف دریافت می کنیم که تلاش دارد ما را به عنوان مشتری به خرید از رستورانی جلب نماید. این به معنی آنست که دائما رستورانهای جدیدی افتتاح می شوند و کثیری هم برای دوام و بقاء و حفظ بازار خود مجبور به رقابت می باشند.

2- در اطراف خود دائما دوستانی از شغل خود گله می کنند و می گویند، کارهایی که با شکم سر و کار دارد خوب است. مثال می زنند که صاحب فلان رستوران و بهمان رستوراتن بار خود را بسته یا عاقبت بخیر شده است.

3- من دیده ام کسانی را که در این صنف سرمایه گذاری سنگینی کرده اند ولی چیزی جز زیان نصیب آنها نشده است. افرادی را دیده ام که برای حفظ رستوران و شغل خود با مشقت تمام در حال کشمکش سنگینی قرار دارند. و البته کسانی را هم دیده ام که در کوتاه مدت توانسته اند سود خوبی کسب کنند.

4- رستورانداری یکی از مشاغل خدماتی سخت است که اینروزها با افزایش رقابت و ورود لحظه ای تازه واردان پیچیده و پیچیده تر می شود. بنابراین ریسک آن هم در حال افزایش است.

5- انتخاب  راه کار و نوع غذایی که ارائه می شود، محل استقرار، شناخت سلیقه مردم، تنوع غذا، بهداشت و کثیری از عوامل به همرا توان مدیریتی، مالی و دقتهای نظارتی از جمله عواملی است که بر موفقیت در کسب و کار غذا موثر است.

6- بازدهی ناشی از مقیاس در این کسب و کار خیلی مهم است. به همین دلیل در سطح دنیا ما با رستورانهای زنجیره ای زیادی مواجهیم. آنهایی که با تک شعبه اداره می شوند هم اغلب رستورانهای خانوادگی و محله ای هستند.

6- من بیم آنرا دارم که رستوران دارهایی که الان تصور می کنند که موفق هستند ، در آینده با بحران جدی مواجه شوند. چرا که حجم نقدینگی روزانه دریافتی آنها ، نمی گذارد کیفیت سود و بازدهی واقعی کارشان را به آنها صحیح نشان دهد. در واقع اگرچه آنها ممکن است درحال حاضر با مشکل نقدینگی مواجه نباشند، اما ممکن است زیان بدهند و وقتی اینرا متوجه خواهند شد که دیر شده است.

 7- اکنون در غرب، بانکها از دادن وام و اعتبار به رستورانها طفره می روند. چرا که ریسک این مشاغل به شدت افزایش یافته است.

 

در کتاب فروشی در حال زیر و رو کردن عناوین کتابها هستم که چشمم به کتاب جامعه شناسی نخبه کشی می افتد.

سالها پیش آنرا خوانده ام و نکات بسیاری از آنرا آویزه گوشم کرده ام.

بی درنگ نسخه ای را می خرم و برای یکی از دوستان ارسال می کنم. چرا که فکر می کنم او به عنوان مدیری که تعداد کارکنان شرکتش به بیش از 200 نفر بالغ می شود بیش از هرچیز، نیازمند فهم درستی از تعامل با نیروی انسانی است.

متاسفانه برخی از مدیرانی که با گروهی از کارکنان در ارتباط می باشند ، در بیشتر اوقات اسیر حب و بغضها، تمایلات شخصی و کج فهمیهای جدی در حوزه منابع انسانی هستند. گاها از توجه به منابع انسان یارگیری، رفیق بازی و تشکیل باند و گروه را در می یابند و گاه، کارکنان را سربازان پیاده نظامی می انگارند که تنها به درد کشته شدن می خورند تا ژنرالها بر آنها قدی بلندتر پیداکنند.

البته جای تعجب هم نبود که این دوست ایام گذشته ما با دیدن عنوان کتاب در هم فرو رود و مکدر شود. چرا که اگر فهم و درک موضوع را داشت، وضع او بهتر بود.

متاسفانه در سالهای کاریم به کرات دیده ام که مدیرانی از بکارگیری افراد نخبه ، فعال و پرجنب و جوش واهمه دارند. چرا که می ترسند تا فرد زیر دست، جای آنها را بگیرد. لذا باید گفت که نخبه کشی تنها در  سطح تاریخ اجتماعی ایران مصداق ندارد که بعضا در همین ایام و در سطوح نازلتر ما مدیران بیم آنرا داریم که زیردستانمان سودای تصاحب موقعیتمان را داشته باشند.

غافل از اینکه توسعه وجودی ما از بستر تلاش بیشتر مقدور و مهیا می شود.

 

مطالب مرتبط:

کیفیت نیروی انسانی

 

سرمایه انسانی

شخصیت پرسنل

درک اهمیت امنیت شغلی پرسنل

گوش شنوا

سعه صدر

ابزار کار

بکارگیری صحیح منابع انسانی

ذهنیت منفی ، آفت سازمانهای در مسیر تعالی

قهرمانان خاموش

عملکرد درخشان

وظایف کلاسیک

 

 

قبلا در همینجا گفته ام که مناسبتها، کسب و کارها را تحت تاثیر قرار می دهند. حال اینروزها که فصل آغاز مدارس میرسد، بسیاری از کسب و کارها تحت تاثیر قرار می گیرند.

اما ما کمتر می بینیم که با آمدن مهر، مغازه ها و مشاغل مرتبط با نیازهای مردم به مشتریان خود کمک کنند تا تقاضای بالقوه خود را با دسترسی به قیمتهای پایینتر تامین کنند. در مطلب ARAB SEASON توضیح دادم که بهتر است مثلا فروشندگان لوازم التحریر در این ایام  با ارائه تخفیف مناسب حجم بیشتری از تقاضا را بخود جلب نمایند.

اگرچه شهرداری لااقل در تهران تلاش کرده است که رنگ و بوی مهر را با نصب هشدارهای ایمنی و برخی از پلاکاردهای تبریک به جامعه هدیه نماید. اما بنظرم فقط آندسته از مردم که فرزند مدرسه ای دارند، حال و هوای اینروزها را بهتر درک می کنند.

در چند روز اخیر من خودم شخصا در مراجعه به بعضی از کسب و کارها این حال و هوا را درک کردم. مثلا آرایشگاههای مردانه، خیاطیها ( برای تنظیم و اصلاحات جزیی لباس فرم دانش آموزان)، لوازم التحریر فروشیها، شرکتهای تامین خدمات ایاب و ذهاب مدارس و ... به گونه ای خود را مدیریت می کنند تا نیاز مردم را پاسخگو باشند.طبیعتا آموزش و پرورش، مدارس، پلیس و ... نیز درگیر موضوع هستند.

اتفاقات فوق تا حدودی بخش تقاضای جامعه را تحریک می کند.

مثلا در پرداخت حقوق پرسنل، برخی از سازمانها و کسب و کارها می دانند که همکارانشان اینروزها مخارج بیشتری دارند. لذا بهتر است در پرداخت حقوق تعجیل کنند.

 

پی نوشت:

1- در کربن ایران رسم خوبی داشتیم که اول مهر برای فرزندان همکاران شرکت به تفکیک مقطع تحصیلی آنها و جنسیتشان بسته هدایای اول مهر تهیه و ارسال می کردیم. بارها نامه هایی از این دانش آموزان دریافت می کردم که نشان می داد، نسل جدید چقدر هوشیار است. مثلا تحلیل می کردند که اگر بودجه اینکار را به پدرمان می دادید ممکن است، اصلا برای ما چیزی نخرن. یا اینکه با این سلیقه خرید نکنند و چون شما عمده خریدید در این حجم، منابعشان اجازه تامین لوازم و تحریر را نمی داد و...

2- خوب است که به کودکان بی بضاعتی که باید به مدرسه بروند هم حواسمان باشد.

3- برخی از بچه ها برای اولین بار به مدرسه می روند و کلاس اولی هستند.شاید اینروز از به یاد ماندنی ترین روزهای زندگی هر انسانی باشد.

برای من هم اینروز خاطره انگیز بود. و همیشه آنرا به یاد می آورم.

 

 

حال پس از گذشت 31 سال پسرم روز اول مدرسه را تجربه می کند.

خیلی زود و سریع می گذرد! چه کسی فکر می کرد که به چشم برهم زدنی این عمر با این شتاب بگذرد!

 

پاداش اعتباری عبارت زیبایی است که از معلم پسرم یاد گرفتم.

ایشان می گفت، اینروزها فرزندان و دانش آموزان ما آنقدر اسباب بازیها و امکانات متنوع و قیمتی در دسترسشان قرار گرفته است که دیگر جایزه و هدایا آنها را جذب نمی کند.

راه حل اینست که به آنها پاداش اعتباری هدیه کنیم.

صد آفرینی که معلم در پاسخ به کیفیت تکلیف انجام شده دانش آموز به او هدیه می کند، بوسه ای که مادر بر گونه فرزندش می زند، فرصت کشتی گرفتن پدر و پسر باهم را بچه ها نمی توانند ازجای دیگری بخرند ولی اعتبار و فرصت آنرا می توانند بدست آورند.

 

در شرکتها هم پاداش اعتباری چیزی است که متداول است و ما ( کارکنان) به عنوان ذینفعان شرکتها و سازمانها باید قدر آنرا بدانیم. فرصتهایی که مدیران ارشد در اختیار ما قرار می دهند تا تواناییها و شایستگیهایمان را به منصه ظهور بگذاریم از ایندسته هستند.

 

این فرصتها را نمی شود، خرید!

فردی که به سطحی از توانایی رسیده است که بالقوه یا بالفعل آمادگی احراز مسولیتهای بالاتری را پیدا می کند، باید این پاداش اعتباری را ارج نهد. و مراقب باشد برخی مسایل جزیی تبدیل به مایه یاس و نا امیدی برایش نشود تا مسیر تعالی خود را مستمر طی نماید.

ظاهرا یک بانک مجازی و سراپا الکترونیکی از بانک مرکزی مجوز گرفته است و بعد از آن دو بانک دیگر هم درصدد اخذ مجوز می باشند.

با سرمایه اولیه 2000 میلیارد تومان سه بانک مجازی برای اقتصاد ایران که در حال حاضر 27 بانک دارد بنظرم کمی زیاد  و افراطی است.

هرچه سیر کردم نتوانستم آمار تعداد بانکهای سراسر دنیا را پیدا کنم ولی قطعا این تعداد بیش از 1000 عدد می باشد چون BANKER  رتبه بندی 1000 تایی را هرسال منتشر می نماید.

 

این در حالست که در جلسه ای که با  مدیران یکی از بانکهای الکترونیکی در شرف تاسیس داشتیم. مطالعات آنها نشان می دهد در سطح دنیا فقط 26 بانک کاملا مجازی وجود دارد!

داشتم توی اینترنت دنبال مطلبی می گشتم و در سرچهای مختلف به این لینک رسیدم. که متن زیر هم از همانجا کپی شده است:

 

 
سیدعلیرضا عظیمی پور در پایان نامه كارشناسی ارشد خود با عنوان شاخص های امنیتی- اقتصادی به بررسی اقتصاد ایران در طول سه برنامه توسعه ایران پرداخته است.

روش انجام این تحقیق كه با راهنمایی دكتر محمدستاری فر در سال ۷۹ انجام شده است، با روش تاریخی و تحلیلی است و اطلاعات گردآوری شده نیز عمدتاً متكی بر امكانات كتابخانه ای، اسناد، گزارش ها و روزنامه هاست. همچنین به لحاظ نظری مجموعه كارهای نهادهای بین المللی در حوزه اقتصاد، بویژه گزارش های مربوط به شاخص های مؤسسات IMF و UNDP مورد استفاده قرار گرفته است.

این تحقیق مشتمل بر هشت فصل می باشد كه در فصل اول كلیات پژوهش و در فصل دوم به كالبد شكافی امنیت عمومی پرداخته شده است. فصل سوم این تحقیق با عنوان "كالبدشكافی مفهوم امنیت اقتصادی" به بررسی موضوع امنیت اقتصادی معطوف شده است. "جایگاه امنیت اقتصادی در نظرات رشد و توسعه" عنوان فصل چهارم و "نقش امنیت در توسعه اقتصادی" عنوان فصل پنجم این پایان نامه است.

در فصل ششم "شناسایی مهم ترین عوامل مؤثر بر امنیت اقتصادی" و فصل هفتم "ارزیابی شاخص های امنیت اقتصادی در برنامه های توسعه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران" و سرانجام در فصل هشتم به جمع بندی و نتیجه گیری موضوع پرداخته شده است.

مفهوم امنیت غالباً (در نگاه سنتی) برحسب روابط قدرت میان دولت ها و به نحو مشخص تر به عنوان دفاع نظامی در برابر تهدیدات خارجی، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. با این حال، برای بسیاری از كشورهایی كه هنوز به نام كشورهای "در حال توسعه" خوانده می شوند و معمولاً مجموعه آنها را "جهان سوم" می نامند، امنیت پدیده ای به مراتب پیچیده تر از اینهاست. برای كشورهایی كه گرفتار توسعه نیافتگی زیربنایی و اقتصادی، شكاف های نژادی اجتماعی، سیستم های سیاسی بی ثبات هستند - كه خود اكثراً زاده دوران استعمارزدایی است - طیف گسترده ای از مسایل می تواند زاینده تهدیدات امنیتی باشد. چرا كه این مسایل، استقلال و بقای دولت را از درون فرسوده می سازد. درواقع، برای اغلب كشورهای در حال توسعه، این بن بست های گوناگون، چالش های امنیتی جدی ایجاد می كند و یا دست كم ریشه اصلی آسیب پذیری آنها در برابر تهدیدات خارجی یا نظامی است. امنیت در كشورهای در حال توسعه امر پیچیده ای است و پیوندهای موجود میان ابعاد گوناگون، عامل پیچیدگی بیشتر آن است. سطوح داخلی و خارجی امنیت ملی با یكدیگر ارتباط متقابل دارند و این امر در آسیب پذیری و نفوذپذیری اغلب سیستم های اقتصادی و اجتماعی در حال توسعه نمود می یابد. آسیب پذیری مزبور به واسطه این واقعیت تشدید می شود كه بسیاری از دولت های در حال توسعه، از تعریف بحران و مشكلات ناشی از مشروعیت سیاسی، اقتصادی و تاریخی در رنج هستند. حال آن كه در جهان توسعه یافته، مفهوم دولت - ملت جای خود را به مفاهیم دیگری می سپارد. وضعیت آن موجود سیاسی در جهان سوم كه نه ملت است و نه دولت، در بهترین حالت وضعیتی است نامعلوم و متزلزل و شاید بتوان چنین استدلال كرد كه در اغلب كشورهای در حال توسعه، پیوستگی بین مؤلفه های گوناگون ثبات داخلی، دارای جلوه های مهم تر از مسایل امنیتی است. به دلایلی كه به تاریخ سیاسی، نهادهای اقتصادی و واقعیت اجتماعی مربوط می شود، پیوند محكمی میان عوامل گوناگون داخلی و خارجی امنیت و عدم امنیت وجود دارد. در نتیجه، وظیفه نخبگان حاكم كه در پی تأمین امنیت (در تمامی سطوح) هستند و در همان حال برای دستیابی به اهداف توسعه و تشكیل دولت كوشش می كنند وظیفه ای پیچیده خواهد بود.

در كشورهای در حال توسعه مجموعه سیاست هایی كه در چارچوب برنامه های توسعه ای اجرا شده، سبب بروز مشكلات اساسی و اضافه شدن آن بر مشكلات سنتی این كشورها شده است. در این كشورها دائماً مشكلاتی از قبیل كمبود درآمد ملی، توزیع نامناسب درآمدها، نوسانات شدید دوره ای رونق و ركود، تورم و ... وجود دارد. پس از اجرای برنامه های توسعه ای نظیر تعدیل اقتصادی كه نسخه های تجویزی بین المللی به منظور حل مسایل ساختاری آنها بوده، شاهد بروز پاره ای مشكلات در كشورهای در حال توسعه هستیم كه خود چالش های عمیقی را در حل مسایل مهم پیش رو آنها به وجود آورده است.

ایران پس از پشت سر گذاشتن نیم قرن تجربه، برنامه ریزی و تدوین برنامه های متعدد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی همواره به آرمان تأمین نشده ای به نام امنیت اقتصادی اندیشیده است. اكنون پس از گذشت بیست و پنج سال از پیروزی جمهوری اسلامی ایران، پایان جنگ تحمیلی، اتمام دو برنامه اول و دوم توسعه و روی كارآمدن دولت اصلاحات پس از دوم خرداد سال ۱۳۷۶، كانون توجه مباحث دولتمردان، مدیران بنگاه های اقتصادی، سیاستمداران و كارشناسان اقتصادی، امنیت اقتصادی می باشد. خروج نیروی انسانی و سرمایه از كشور كه با عنوان فرار مغزها و سرمایه تعبیر می شود به همراه مشكلات ناشی از بیكاری و تصویر نگران كننده از متقاضیان كار و مسكن نسل آینده كشور از جمله چالش ها و دغدغه های مغز سوز متولیان اداره كشور می باشد از این رو كالبدشكافی موضوع امنیت اقتصادی در جغرافیای زمانی فوق، انگیزه اصلی انتخاب موضوع این پایان نامه بوده است.

كیفیت امنیت جوامع انسانی در گرو عوامل مختلف آن یعنی قلمروهای نظامی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و زیست محیطی است. بنابراین امنیت تابعی از متغیرهای متنوع است كه در تعامل با یكدیگر، هماهنگ و مزون هستند. اما محدودیت هایی كه در هر تحقیق به لحاظ گستردگی موضوع و حوزه علمی مورد مطالعه وجود دارد سبب گردیده است كه در این رساله تنها جنبه اقتصادی امنیت موردتوجه قرار گیرد. كه این جنبه، همان امنیت اقتصادی و با كمی تسامح ثبات در اقتصاد كلان (S.M.E) می باشد. فرضیه های تحقیق كه در پی بررسی صحت آنها در این رساله بوده است چنین عنوان شده است:

۱- بین امنیت اقتصادی و رشد اقتصادی رابطه مستقیم و تنگاتنگ وجود دارد.

۲- به مؤلفه های امنیت اقتصادی در برنامه های اول، دوم و سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران بی اعتنایی شده است.

از بین مجموعه گسترده تألیفات مربوط به اقتصاد ایران و یا كتاب هایی كه از جنبه اقتصادی به مبانی تئوریك یا مصادیق تاریخی امنیت اقتصادی را بسط داده باشد. یافت نمی شود و اكثر كتاب های موجود، در حوزه سیاسی یا با آبشخور فكری، جامعه شناختی مسأله را كاویده اند. به هر حال این تحقیق از اولین پژوهش هایی است كه با دیدی اقتصادی، مسأله مهم امنیت را مورد كاوش قرار داده است و از این جهت دارای برتری است.

●●جمع بندی و نتیجه گیری

امنیت مفهومی متحول و همواره در حال تكامل است كه نقش های گوناگون، پیوسته ای را در فرایند توسعه جوامع به عهده می گیرد. در این میان نقش دولت به عنوان تولید كننده امنیت و پاسخگوی نیازهای امنیتی جوامع پررنگ می شود. و دولت كه خود نیز بزرگترین مصرف كننده امنیت می باشد. از این روست كه عوامل مؤثر بر كیفیت تولیدات دولت ماهیت پیدا می نماید چرا كه ساختار مناسب دولت است كه می تواند سبب تولیدات كیفی دولت باشد. در ایران نیز برنامه های توسعه از طرف دولت نوشته می شود كه مجلس نیز آن را تصویب و به صورت قانون تبدیل می كند. این برنامه ها در متن خود به طور مستقیم و غیرمستقیم تولیدكننده امنیت هستند. اما واقعیت آن است كه بخش قابل ملاحظه ای از ابزارهای امنیت خارج از دست قوه مجریه و یا دولت می باشد و فضای امنیتی لازم برای تحقق اهداف و استراتژی های برنامه های توسعه وجود ندارد و به همین دلیل در نتایج برنامه ها با چالش موانع و اهداف محقق نمی شود، بنابراین لازم است در ایران ابزارهای مهم امنیت در تعامل با اهداف برنامه ها و بودجه مصوب دولت قرار گیرد.
 
 
  
 
 
   
 
 
 
 
     
 
 
 

 

تیتر: آی تی، راه نجات اقتصاد هندوستان روزنامه دنیای اقتصاد هوشمندانه انتخاب شده است.

 این صنعت در سال 2009 توانسته سهم 5.9 درصدی در تولید ناخالص ملی هند پیدا کند و تبدیل به متور محرک این کشور پر جمعیت گردد.

این صنعت به بزرگترین بخش کارآفرینی هند تبدیل شده است

 

.  

روزنامه دنیای اقتصاد تیتری زده با عنوان خدمات داوطلبانه در اکسپو شانگهای و آورده است که:

جوانان چینی اگر بخواهند در این اکسپو خدمات داوطلبانه مرتبط با ترجمه، راهنمایی، نظافت و بهداشت و ... انجام دهند، به شرط آنکه بیش از 18 سال سن داشته باشند، می‌توانند نام خود را در فهرست داوطلبان خدمات رایگان ثبت کنند، چنانچه درخواست آنها از سوی مدیریت نمایشگاه پذیرفته شود با نشان «خواست من، کمک من، لذت من» به مدت دو هفته مشغول کار می‌شوند. در عکس مراسم آغاز به کار یک گروه از این داوطلبان نشان داده شده است. گفتني است كه تعداد بازدیدکنندگان از اکسپو شانگهای در پایان سومین ماه برگزاری آن به 47 میلیون نفر رسید.
به گزارش سایت رسمی اکسپو 2010 در آغاز پیش‌بینی می‌شد که در طول 6 ماه حداکثر 70 میلیون نفر از این اکسپو بازدید کنند؛ اما بررسی‌های اخیر نشان می‌دهد که این تعداد به بیشتر از 80 میلیون نفر خواهند رسید

اقداماتی از این دست برای نیروی کار فوایدی دارد از جمله:

1- با محیطهای کسب و کار و واقعیتهای آن آشنا می شوند.

2- می توانند مسیر و کارراهه شغلی آینده خود را بیابند

3- با خارجیهای زیادی آشنا می شوند که بالقوه امکان فرصتهای بعدی کاری را برایشان به ارمغان می آورد مثل دستیاری و مترجمی و ...

4- به صاحبان مشاغلی که نمی توانند با زبانهای خارجی صحبت کنند کمک می کنند

5- نیروی کار موقت و فصلی که بخاطر مناسبتها کسب و کارها نیازمند آن هستند تامین می شود

6- ...

 

در ایران پیش از این ما در دبیرستانها طرح کاد داشتیم که با شکل و شمایل دیگری اهدافی نظیر موارد فوق را دنبال می کرد.

 

لینکهای مرتبط:

از گوانجو 3

 

 

سریالهای تلویزیونی امسال ماه رمضان ظاهرا یک ماموریت مشترک دارند و آنهم چنگ انداختن در اعصاب و روان بیننده می باشد.

در قریب یکماه دائم داستان خود بر آهنگ غم و اندوه مشکلات پی در پی کوک کرده اند و احتمالا روز یا روزهای آخر همه چیز رو به راه می شود.

پس از تماشای سریال هم با خود که می اندیشی می بینی غیر از بدبینی و کدورت خاطر هیچ ثمره دیگری نداشته اند.

 

به نزدیکانم بارها در این شبهای ماه مبارک رمضان که بعد از افطار با هم همستیم و البته تلویزیون هم مرتبا کانال به کانال می شود تا این سریالها پیگیری شود ، می گویم: 

رسالت نویسنده های داستان این سریالها گویی آنست که فضای روانی خانواده ها را از نشاط و شادی و لطافت برگردانند. پس ما باید هوشیار باشیم و جو روانی خانواده هایمان را بدست سلایق آنها نسپاریم.

 

اما ظاهرا اپیدمیی که نقل محفل خانواده ها شده تا درباره سریالها باهم رایزنی کنند، مانع از بکارگیری توصیه هایی اینچنینی می شود!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هفته نامه سپهر ( نشریه داخلی بانک صادرات ایران) به مناسبت پنجاه هشتمین سالگرد تاسیس این بانک ویژه نامه ای منتشر کرده است و در اقدامی جالب نام و دوره مسولیت مدیران عامل این بانک را در طول این سالها به شرح زیر آورده است.


 ادوارد جوزف                               از سال  1331 تا 1332
مهندس مفرح                              از سال 1332 تا 1356
حبیب اخوان                                از سال 1356 تا 1357
کاظم اشرف یزدی                        از سال 1357 تا 1358
علی افغانی                               از 1358/3/18 تا 1358/10/2
اسماعیل افجه ای                        از سال 1358 تا 1359
ابوالقاسم ربانی                           از سال 1361 تا 1362
سید شریف رضوی                        از سال 1362 تا 1365
عباس کفافی                              از سال 1365 تا 1368
ولی الله سیف                             از سال 1368 تا 1375
محمدرضا مقدسی                       از سال 1375 تا 1378
سید شریف رضوی                        از سال 1378 تا 1380
احمد حاتمی یزد                          از سال 1380 تا 1383
سید بهاءالدین حسینی هاشمی     از سال 1383 تا 1384
دکتر حمید برهانی                       از سال 1384 تا 1388
دکتر سیدمحمد جهرمی                از آبان ماه 1388 تاکنون


ما در سازمانهای ایرانی خیلی رسم نداریم که تاریخچه خودمان را حفظ کنیم، که این اقدام بانک صادرات ارزشمند است.

اما نکته اساسی به این بر می گردد که متاسفانه دوران عمر مدیریتها کوناه است. لذا تا ایده ها  می خواهد به بار بنشیند دوره مدیریت به پایان می رسد.

شاید همچنان در اقتصاد ایران گره خوردن مدیریت و مالکیت به هم مهمترین عامل ثبات مدیریتها باشد. کما اینکه دوره مدیریت بنیانگذار بانک صادرات - مهندس مفرح - به 24 سال رسیده است.

چند هفته پیش سفری خیلی کوتاه و در حد چند ساعت به ارومیه داشتم. شهری به غایت زیبا. شنیده ام به این شهر لقب پاریس ایران داده اند. هرچند نمی دانم که چقدر درست است و چرا؟

هوای متبوع آنروز همچنان از خاطرم نمی رود.

اما نکته جالبی که منجر به نوشتن این پست شد بر می گردد به اینکه من از این شهر مقداری نقل و شیرینی دیگری به نام حلوای هویج و حلوای گردو خریدم.
با نقل ارویمه از قبل آشنا بودم، اما تا آن زمان حلوای ارومیه را تجربه نکرده بودم. این شیرینی مزه بکری دارد و مقوی است، اما متاسفانه اهالی ارومیه در معرفی این محصولشان کوتاهی کرده اند.

من نمی دانم چرا ما ایرانیها در برند سازی و معرفی محصولاتمان در سطح دنیا موفق نبوده و نیستیم.
مثلا ما در همین صنایع غذایی کلی محصولات مهم داریم ولی به شهرت جهانی دست پیدا نکرده اند.

حال مقایسه کنیم با انواع محصولات غذایی خارجی که از طریق قومیت ها و خانواده ها به عرصه جهانی راه پیدا کرده اند.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سید علیرضا عظیمی پور می باشد.