صبح امروز با خودم فکر می کردم که اینروزهای پایانی سال، شاید دغدغه خیلی ها این باشد که ای وای ، سال 1390 تمام شد . من به اهدافم نرسیدم!


واقعا چرا، خیلیها اول سال اهدافشان را می نویسند ولی با مرور زمان، حتی فراموش می کنند که اهدافی داشته اند. چه برسد به اینکه تلاش کنند تا به هدفشان برسند!


یافتن پاسخ این پرسش می تواند بسته به دلایل مختلف ، متفاوت باشد.

اما شاید یکی از مهمترین دلایل آن، پیش فرض اساسیی به نام "نیاز" است. ما نباید هدفگذاری را از سر مُد یا توصیه دیگران در دستور کار قرار دهیم. بلکه باید یک جوشش درونی قوی " نیاز " به تعالی در زندگی را در وجود ما بیافروزد.

اندیشمندی می گوید:

" آغازهای اصیل حتی زمانی که توسط مجالهای بیرونی در معرض توجه مان قرار می گیرند، در درون مان آغاز می شود."

در واقع حتی اگر فرصتی ایجاد می شود و ما فرصت طلبی می کنیم ، این هم ناشی از اینست که قبلا در درونمان نیاز به شکار این فرصت تحریک شده است.


جمله فوق به مثابه همان جمله مدیریتی است که می گوید:
روزانه هزاران سیب به زمین می افتد، آنچه که باید وجود داشته باشد! دیدگاهی نیوتونی است.

این مطلب ادامه دارد....

نوشته های مرتبط:
آرزوی آرمانی

تعادل بین کار و زندگی

برنامه ریزی شخصی در سال 1389

برنامه ریزی شخصی ضرورت سال 1389

ابعاد برنامه ریزی شخصی

برنامه ریزی شخصی

ابزار مدیریت برنامه شخصی

سطوح برنامه ریزی شخصی

 

ابتدا به شدت سعی داشتم تا دبیرستان را تمام کنم و دانشکده را شروع کنم، سپس به شدت سعی داشتم تا دانشگاه را تمام کرده و وارد بازار کار شوم، بعد تمام تلاشم این بود که ازدواج کنم و صاحب فرزند شوم، سپس تمام سعی و تلاشم را برای فرزندانم بکار بردم تا آنها را تا حد مناسبی پرورش دهم،  سپس می تونستم به کار برگردم، اما برای بازنشستگی تلاش کردم، اما اکنون که در حال مرگ هستم، ناگهان فهمیده ام که فراموش کرده بودم زندگی کنم
 لطفا اجازه ندهید این اتفاق برای شما هم تکرار شود.
قدر دان موقعیت فعلی خود باشید و از هر روز خود لذت ببرید.
 برای به دست آوردن پول، سلامتی خود را از دست می دهیم
سپس برای بازیابی مجدد سلامتی مان پول مان را از دست می دهیم
گونه ای زندگی می کنیم که گویا هرگز نخواهیم مرد
و گونه ای می میریم که گویا هرگز زندگی نکرده ایم

این چهار هفته لعنتی که می شود یکماه؛ به سرعت برق می گذرد و دائما به ما می گوید که عمرمان با چه شتابی به پایان نزدیک می شود!


من مانده ام با کلی برنامه های شروع نشده و افسوس زمانهای تلف شده!


کلی کتابهای نخوانده و آرزوهای بایگانی شده!


گاهی دل تنگ خود می شوم که چه بی پروا غافل از احوال خود هستم و ترسان از روز جزایی که غافل از آنم!


سعدی علیه الرحمه می گوید:


سعدیا "دی" رفت و "فردا" همچنان موجود نیست
در میان این و آن فرصت شمار امروز را

تا حال با واژه  " اثر هاله ای" آشنا نبودم. بنظرم اشتراک آن در اینجا خالی از فایده نیست.

منظور از اثر هاله ای تعمیم دادن ادراک مثبت یا منفی ما از یک وجه بارز از شخصیت ( ویژگی) یک فرد یا یک چیز به کل شخصیت ( ویژگی های) آن فرد یا چیز است. مثلا اگر وقت شناسی کارکنان از نظر یک مدیر، خیلی اهمیت داشته باشد. در اینصورت یک کارمند وقت شناس ، اگر چه از دیگر نظرها خوب نباشد، خوب شناخته می شود.

 

آقای مهندس رزمان عزیز، سنتی را بنا نهاده است و روزهای جمعه پیامکی ارسال می کنند که با جملات نابی، صبح جمعه را به کام خواننده پیامک شیرین می کند.
پایان همه این جملات ناب نیز با عبارت " آدینه ات زیبا، همراه" آراسته می شوند.
این هفته نیز جمله ای از گابریل گارسیا فرستاده اند:
اگر من بدانم که این دقایق، آخرین دقایقی هستند که من شما را خواهم دید، به شما می گفتم که عاشقتان هستم و به این فرض بسنده نمی کردم که شما خود آنرا می دانید.

آنقدر این پیامکهای صبح جمعه می چسبد که گاهی اگر دقایقی فراتر از قرار معمول دریافت گردد، گویی آن جمعه حال و هوای جمعه های قبل را ندارد!

گاهی که از تلاطمات روزگار و درهمریختگیهای کسب و کار خسته می شوم، به خودم می گویم.

 

قایق کنار اسکله جایگاه امنی دارد. اما آرام آرام می پوسد.

 

امروز جمله زیباتری را اینجا دیدم. 

 

یادمان باشد دریای آرام، ناخدای قهرمان نمی سازد!

In our Persian culture we have a famou   sproverb    :

After pain, you will reach treasure.

It is like No Pain, No Gain.

Our company sustained difficult situation last year.

We have moved to our new company strategy and our strategic clients requested stricter SLA.

I started two new projects and evaluated all workflows parallel.

When I review last year, I can write a long list.

As in our Persian new year we are more agile than last year, my team is trying to improve new qualitative level.

 

بهترین روز زندگی، روزی است که انسان به تواند به حد متعادلی از تقسیم زمانش بین کار، خانواده و خودش برسد. یعنی به معنویت، ورزش، سلامتی، اندیشه، خانواده و معاش و ... رسیدگی کند.

 

خیلی ها به دنبال نسخه ای می گردند تا این تعادل را دریابند!

این ویدئو را ببینید تا بلکه کمکی باشد برای این نسخه یابی!

گزیده ای از توصیه های این ویدئو:

1.       شناخت دقیق از وضعیت موجود کارمان

بعضا افرادی بسر کاری میروند که از آن نفرت دارند و یا به اقتضای کارشان با افرادی حشر و نشر دارند که آنها را نمی پسندند.

2.       شرکتها، کارفرماها و دولتها تعادل بین کار و زندگی را برای ما ایجاد نمی کنند.

خودمان باید مسولیت اینکار را به عهده بگیریم

3.       باید برای خودمان یک قالب و برنامه زمانی درست کنیم

4.       باید تعادل را با یک روش متعادل بدست آوریم

 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سید علیرضا عظیمی پور می باشد.