روز جمعه مراسم پایان سال مقطع پیش دبستانی و دبستان صالحین ( مدرسه پسرم) برگزار شد. مراسمی باشکوه و منظم که نشان از تدبیر مدیریتی این مجموعه آموزشی غیر انتفاعی دارد.

 

مدیر مجتمع می گفت سال آینده ما بیست سالگی مجتمع صالحین را جشن خواهیم گرفت.

 

با خودم می اندیشیدم که وقتی مدیریت و مالکیت با هم عجین می شوند، چقدر خوب باعث رشد و توسعه مستمر می شوند.

این را مقایسه کنید با یک مدرسه دولتی که چقدر احتمال استمرار حضور مدیر برای یک دوره بیست ساله در آن مقدور می باشد؟؟؟؟!!!!!!!!!

 

در بحث مدیریت شرکتها هم این پدیده مشهود است. شرکتهایی که بصورت سهامی اداره می شوند و سهامداران اشخاص حقوقی انتصابی هستند، دوام و بقاء مدیریتها ناپایدار است!

من در کارم برای تیپ های شخصیتی نیروهای کاری ، گاهی از عبارتهایی استفاده می کنم.

 

مثلا، قهرمانان خاموش : آندسته از پرسنل سازمانها هستند که صمیمانه درصدد هستند تا برای سازمانشان بدور از هیاهو کار کنند و به دنبال زیاده خواهی هم نیستند.

 

برخی هم از خود درگیری مزمن در رنج هستند. افرادی که نمی دانند چه می خواهند؟

گاهی هوس می کنند در پیشرفتها سهیم باشند و گاه اسیر حاشیه ها میشوند.

علاقمندند که بهبودی حاصل شود ولی دنبال آن نیز نمیروند و فقط حرکت دیگران را ضایع کنند.

از عدم مسولیت پذیری در سازمان گله می کنند و از طرفی خودشان از زیر کار در میروند و ............

سیستمهای اعتباری از پس تلاشی که بشر برای تسهیل مبادلات خود به خرج داد، متولد شدند.

 

در نوشته قبلی در واقع آنچه که اتفاق افتاده ، تهاتر مطالبات افراد از طریق گردش اعتبارات است!

 

ایمیل زیر بدستم رسیده است. بنظرم یکجای موضوع ایراد دارد.اگر کسی نظری دارد، ممنون می شوم که ارسال کند.


 


درکنار يکي از سواحل درياي سياه.
باران مي بارد، و شهر کوچک همانند صحرا خالي بنظر مي رسد.
درست هنگامي است که همه در يک بدهکاري بسر مي برند و هر کدام برمنباي اعتبارشان زندگي را گذران مي کنند.

ناگهان، يک مرد بسيار ثروتمندي وارد شهر مي شود.
او وارد تنها هتلي که در اين ساحل است مي شود، اسکناس 100 يوروئي را روي پيشخوان هتل ميگذارد
و براي بازديد اتاق هتل و انتخاب آن به طبقه بالا مي رود.

صاحب هتل اسکناس 100 يوروئي را برميدارد و در اين فاصله مي رود و بدهي خودش را به قصاب مي پردازد.
قصاب اسکناس 100 يوروئي را برميدارد و با عجله به مزرعه پرورش خوک مي رود و بدهي خود را به او مي پردازد.
مزرعه دار، اسکناس 100 يوروئي را با شتاب براي پرداخت بدهي اش به تامين کننده خوراک دام و سوخت ميدهد.
تامين کننده سوخت و خوراک دام براي پرداخت بدهي خود اسکناس 100 يوروئي را با شتاب به داروغه شهر که به او بدهکار بود ميبرد.
داروغه اسکناس را با شتاب به هتل مي آورد زيرا او به صاحب هتل بدهکار بود چون هنگاميکه دوست خودش
را يکشب به هتل آورد اتاق را به اعتبار کرايه کرده بود تا بعدا پولش را بپردازد.

حالا هتل دار اسکناس را روي پيشخوان گذاشته است.
در اين هنگام توريست ثروتمند پس از بازديد اتاق هاي هتل برميگردد و اسکناس 100 يوروئي خود را برميدارد
و مي گويد از اتاق ها خوشش نيامد و شهر را ترک مي کند.

در اين پروسه هيچکس صاحب پول نشده است.
ولي بهر حال همه شهروندان در اين هنگامه بدهي بهم ندارند همه بدهي هايشان را پرداخته اند و با
يک انتظار خوشبينانه اي به آينده نگاه مي کنند.

خوب است بدانيد، که دولت انگلستان ازآغاز تا کنون در طول دوره موجوديتش، به اين نحو معامله مي کند!!!!


 

 

گزیده مدیریت یکی از مجلات مدیریتی مورد علاقه ام می باشد. در شماره 104 آن که آخرین شماره است، دو مقاله بنظرم جالب می باشد.

 

اولی تحت عنوان: رهبری ، نقشی فرا موش شده به موضوع اهمیت رفتار و مسولیتهای هیات مدیره و مدیرعامل می پردازد.

دومی هم تحت عنوان: شناسایی مولفه های تفکر استراتژیک در یک شرکت ایرانی که به مطالعه موردی شرکت همکاران سیستم پرداخته است.

هیچ وقت موضوعاتی که حول جغرافیا می گشته است را دوست نداشته ام. همیشه هم از موضوعاتی از این دست فراری بودم. ولی اینروزها استفاده از امکانات GIS برای ارئه خدمات بهتر

به مشتریان شرکت و بهره برداریهای که از ابزارهایی مثل گوگل ارتث می توان داشت به همراه تحلیلهای مکانی باعث شده است که به موضوعاتی از این دست هم علاقه پیدا کنم.

ICT در همه حوزه ها باعث شده امکانات در اختیار بشر افزایش یابد، در پزشکی، ارتش، آموزش، خدمات شهری، ورزش و ... سالیانه هزینه های هنگفتی در این حوزه صورت می گیرد و در حال حاضر

یکی از ارکان رقابت پذیری اقتصادهای ملی نیز می باشد.

 

TED وبسایتی است که بسیاری از ویدئوهای مربوط به سخنرانیهای اندیشمندانی را می توانید در آن بیابید و لذت ببرید.

 

 

در این ویدئو شما غیر از اینکه به رابطه سلامتی تان با محیط زندگیتان پی می برید، می توانید تلاقی جغرافیا و ICT را نیز لمس کنید.

دارم کتابی را در مورد  مدیریت بر خود می خوانم . این کتاب را نویسنده ای مالزیایی و نچندان سرشناس

نوشته است.

کتاب نکات جالبی دارد از جمله اینکه از این استعاره بارها استفاده می کند که:

Climb your own Everest

در واقع ناظر بر این نکته است که برای رسیدن به قله موفقیت باید بر روی پای خودمان بایستیم!

این روی پای خود ایستادن زحمت دارد ، رنج دارد.

وقتی ما می خواهیم خودمان را مدیریت کنیم یعنی اینکه تلاش کنیم خود را ارتقاء بدهیم یا اینکه بنیانی را بنا نهیم که موارد مهم زیر شما را بهبود بخشد:

  • شغل، کسب و کار، فعالیت کاری، منابع درآمدی، نیازهای شخصی و خانوادگی

  • تواناییها، تخصصها، مهارتها

  • سلامتی

  • عقاید، اصول، تدین

  • علایق، سرگرمیها، آرزوها، هیجانات

  • رفاه

  • پرستیژ، ظاهر ، تیپ

  • روابط خانوادگی

  • موقعیت اجتماعی

 

گاهی یافتن پاسخ برخی پرسشها ، به شدت سخت و طاقت فرساست!

 

وقتی عزیزی از بین ما رخت بر می بندد، حیرت و تاسف چنان بر توان ما سایه می افکند ، که می فهمیم انسان چقدر عاجز است!

 

راستی ، چرا باید عجل فرا برسد و انسانهای خوب و ارزشمند از میان ما رخت بربندند؟!

 

کامیار پاسبخش هم چند ماهی همکارم بود و هم ،خواننده خوب این وبلاگ بود و بین ما رفاقت هم شکل گرفته بود.

 

اکنون او ما را ترک گفته و به عالم دیگری سفر کرده.

 

روحش شاد

در جایی می خواندم که رئیس جمهور آمریکا نقل کرده است در ملاقاتش از کره جنوبی از همتای خود می پرسد مهمترین چالش این روزهای شما چیست؟ و جواب می شنود که ما به شدت در زیر فشار تقاضای جدی و سنگین خانواده ها هستیم برای عرضه بیشتر آموزش در سطح

 جامعه. چرا که آنها می خواهند فرزندانش از مهارتها و آموزشهای بیشتری بر خوردار شوند.

در مطلب نظام آموزشی و روزگار ما از تجربه خودم در برخورد با رقابت خانواده ها بر سر کوشش فرزندانشان نوشته ام. اما تا حدودی تصورم این بود که شاید این عطش و رقابت به بخشی از جامعه محدود شود. اما بنظر می رسد این موضوع پدیده ای فراگیر است.

روز جمعه مدرسه بسکتبالی که پسر من هم آنجا آموزش بسکتبال می بیند میزبان تیمی از بخشی دیگر از شهر تهران بود تا طی مسابقه ای دوستانه ، همه این نونهالان بتوانند لذتهای رقابت را درک کنند.

نکته قابل توجه، به رفتار اولیای این کودکان بر می گشت که هم وقت گذاشته بودند و آنها را به محل مسایقه آورده بودند و هم اینکه احساسات خود را به طور عجیبی چه هنگام موفقیت و چه هنگام ناکامی فرزندانشان به نمایش می گذاشتند.

نشانه هایی از این دست نشان می دهد که فزونی تقاضا بر عرضه آموزش در جامعه ما هم فابل احصاء می باشد.

پیچیدگی ، ذات محیط متغیر و پر تلاطم است و سازمانها و بنگاههای کسب و کار ، متاثر از تغییرات محیطی ، در شرایطی که محیط جهانی و ملی ، تغییرات پیش بینی نشده ای را نظیر شرایط امروز تجربه می کند . انعطاف پذیری ، تنها جایگزین مناسب برای قابلیت پیش بینی خواهد بود. رهبری تغییرات ، ارزشمندترین شایستگی مدیریتی در چنین شرایطی است . آیا سازمانهای صنعتی و تجاری ما توان تغییر مداوم مداوم و حفظ تعادل را با حفظ مقصد و جهت درست ، دارند؟ پاسخ این سوال آسان نیست و نیاز به محک رقابت دارد. اما آنچه مشخص است این است که کسب این توانایی ، تنها برای آنان که به دنبال بقا هستند ، ضروری است.
برای رهبری تغییرات ناگزیر به گام نهادن در مسیر تعالی است. مسیر تعالی یک راه بی پایان ، سخت و دشوار، اما دست یافتنی است. آنچه که مهم است ، این است که اولین گام را برداریم تا حرکت آغاز شود. یک سازمان برای رسیدن به تعالی ، می بایست ویژگی های ذیل را دارا باشد.

ویژگی سازمانهای متعالی

* در یک سازمان متعالی ، اهمیت فزاینده سرمایه های فکری کارکنان درک شده و از دانش آنان در جهت منافع سازمان بهره برداری می شود.
* سازمانهای متعالی از شاخص های عملیاتی به منظور پایش و درک فرآیندها و پیش بینی و بهبود احتمالی دستاوردهای کلیدی عملکرد استفاده می کنند.
* تعالی ، توسعه و حفظ همکاری هایی است که برای سازمان ایجاد ارزش افزوده می کند.
* سازمانهای متعالی بطور فراگیر ، نتایج مهم مرتبط با دستاوردهای مالی را اندازه گیری کرده و به اهداف تعیین شده دست می یابند.
* سازمانهای متعالی به طور فراگیر نتایج مرتبط با جامعه را اندازه گیری کرده و به آنها دست می یابند.
* تعالی سازمانی تلاش برای درک و پاسخگویی به انتظارات ذینفعان سازمان در جامعه است.
* در یک سازمان متعالی سیستم مدیریت فرآیندها برقرار شده است و با بکارگیری سیستم مدیریت فرآیند می توان در مسیر تعالی گام برداشت.
* تعالی سازمانی به معنای طراحی فرآیندهای کلیدی مورد نیاز برای اطمینان از جاری سازی خط مشی و استراتژی است.
* سازمان های متعالی محصولات و خدمات را تولید ، تحویل و پشتیبانی می کنند.
* سازمان های متعالی رعایت مقررات و قوانین را در دستور کار خود دارند و در بعضی مواقع فراتر از الزامات قانونی عمل می کنند.
برای رسیدن به ویژگی های فوق ، سازمان می بایست برای خود مسیر تعالی ترسیم کند.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی داخلی شرکت فولاد خوزستان

ده شرکت برتر استراتژیک در عرصه فناوری اطلاعات ، با تیتر IBM همچنان بر صدر عنوان گزارشی است که روزنامه دنیای اقتصاد در صفحه بازار دیجیتال امروز خود به چاپ رسانده است.

آنچه که بنظر من در این گزارش مهم است . توجه به این نکته اساسی است که این شرکتها تولیدکننذگان استراتژیک صنعت IT می باشند. یعنی سهم عمده ای از این صنعت را به خود اختصاص می دهند.

شرکتهایی که نقش استراتژیک در صنایعی به عده می گیرند، فی الواقع شرکتهایی هستند با توان رهبری بازار، دارای قدرت حمایت از شرکتهای زیر مجموعه و ضعیف تر، دارای بخشهای R&D قوی و دارای توان ایجاد موجهای تحول بتیادی در صنعت

نمی دانم تا به حال این حالت به شما دست داده است که علیرغم اینکه سالهای طولانی از محصولات

 مایکروسافتی استفاده نموده و با آنها عجین شده اید ، در این فکر فرو بروید که به سمت اپل و مکینتاش

حرکت نمایید و از این محصولات استفاده نمایید؟!

احتمالا عادتهایی که در طول استفاده از یک سیستم به انسان دست می دهد و فایلها و داده هایی

 که بر اساس سیستم قبلی در اختیار شماست با کوچ کردن به سیستم جدید می تواند دستخوش

نوساناتی شود. بدیهی است که هرچقدر شما حرفه ای تر و IT باز تر باشید. از این ریسک کمتر


نگران خواهید شد. اما برای افراد معمولی قطعا این کار نگران کننده است.


اپل و محصولاتش آنقدر با استفاده کنندگانشان ارتباط صمیمانه و برقرتر می کنند که باعث شده حتی با

 افرادی برخورد کنیم که بر سر این محصولات غیرت می ورزند.


این روزها اپل بار دیگر مرکز توجه قرار گرفته است. عرضه محصول جدید اپل به نام iPad هیجانی تازه

را در بازار IT ایجاد کرده است.

 
در این زمانه از شب تا صبح انتظار و صف کشیدن برای خرید محصولی جدید آنهم در اقتصادهای غربی

 مانوس نیست! در این عصر شرکتها برای فروش محصولاتشان هزینه های هنگفت تبلیغاتی می کنند

و در بسیاری موارد شکست می خورند. اما می بینیم که معدود محصولاتی پیدا می شوند که اینگونه

با استقبال مواجه می شوند . محصولاتی چون اپل و کتابهای هری پاتر!


قطعا دامنه این استقبال هیجان انگیز با چاشنی تبلیغات تحریک شده است، لیکن راز نهفته ای در رفتار

 مدیران آن وجود دارد که آنها و محصولاتشان را این گونه متمایز می نماید. کارآفرینی یعنی همین!

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سید علیرضا عظیمی پور می باشد.