کسانی که تقویم کاری خود و شماره تلفنهای تماس را بر روی نرم افزار آوتلوک نگهداری می کنند

 و دارای گوشیهای موبایل اندرویدی هستند و علاقمندند که آنها را بر روی سرویهای جیمیل به

راحتی کپی کنند می توانند اینکار را به راحتی با  نرم افزار SYNC2  انجام دهند. آدرس سایتش

 اینجا می باشد و طبیعتا باید برای آن پول پرداخت شود. لیکن نسخه آزمایشی آن مجانی است

که برای انتقال اولین بار بک آپ شما، همین نسخه آزمایشی کلی مفید است.

در حال مطالعه و کار بر روی کتابی هستم که دغدغه اصلی آن پاسخ این سوال اصلی است که " واحدهای

 فناوری اطلاعات در سازمانهای خدماتی و تولیدی چگونه باید باشد؟"


 در واقع جایی مثل بانک یا بیمه که از امکانات IT  استفاده می نمایند و حتی شرکتهای تولیدی که توزیع

محصولات خود را از طریق وب انجام می دهند باید برای اینکه بتوانند خوب عمل کنند باید مدیریت بخش IT 

 آنها چه خصوصیاتی داشته باشد؟

چند جمله از متن کتاب را در زیر آورده ام که شما هم بهره برداری فرمایید:
 
بهترين واحدهاي فناوري اطلاعات آنهایی هستند که شاغلین آنها كاملا نسبت به كاري كه در آن

کسب و کار  انجام ميدهند اشراف دارند.  اين حقيقتي است كه نه تنها در مورد مدير فناوري

 اطلاعات بلكه درباره كارمنداني كه در سطح زيرين چارت سازماني بسيار پائينتری نسبت به

 وي قرار دارند، نيز باید صادق باشد. شاید خیلی ایده آل گرایانه بنظر برسد، ، اما اگر نگوییم

همه، بلکه بسیاری از رهبران فناوري اطلاعات از این موضوع غافل هستند.آنها باید کارکنان

خود را در معرض آشنایی عمیق با ماهیت کسب و کار خود قرار دهند.  كارمندان فناوري

 اطلاعات بايد درك كنند كه شركت چطور پول در مي آورد و چطور مي تواند پول را پس انداز

نماید، و بايد نقشي را كه فناوري اطلاعات در تسهيل  هر كدام از آن فرآيندها دارد، درك كنند.

 آنها بايد بدانند  كه توليدات و خدمات چطور عمل  مي كنند. واحدهاي فناوري اطلاعات كه

 خلاقيت گروهي كاركنان خود را با  كمك به آنها به شکوفایی نمی رسانند تا کارمندان شان

درك كنند كه چطور واحد آنها مي تواند بر روي كسب و كار اثر بگذارد، در حال انهدام ارزش

 بالقوه کارکنان خود هستند و امکان تراوش ایده هایناب را از بین می برند.

 چند روزیست که روزنامه ای برای شرکت خریداری نمی کنیم. شاید روزانه حدود 40 عدد

 روزنامه ، خریداری می شد که به دلایل زیر آنها را قطع کردیم:


 1- ما در حوزه فناوری اطلاعات فعالیم ، پس بهتر است در عمل هم از مواهب آن نیز بهره

ببریم. اکثر روزنامه ها دارای وبسایت هستند و علاقمندان می توانند اخبار و محتوای روزانه

آنها را در اینترنت جستجو نمایند.

 2- بعضی از این روزنامه ها حسب عادت خریداری می شد. بدون آنکه تقاضایی جدی

برایش وجود داشته باشد. پس بهتر بود از هزینه های غیر ضروری فاصله بگیریم.


 3- هم از جنبه ملاحظات زیست محیطی و هم از جنبه کمک به حفظ طبیعت ، استفاده

 از کاغذ بیشتر برای آینده جوامع زیانبار است. خوب است که نیازهایمان را بگونه ای دیگر

تامین کنیم . راه حلهای مبتنی بر IT  قابل توجه است.

 

 نمی دانم که این تصمیم با چه مخالفتها یا موافقتهایی روبرو بوده است ولی حداقل برای

 تلطیف خاطر افرادی که چندان از این تصمیم راضی نبوده اند. لیکن زیر شاید مفید فایده

 باشد:


 http://www.jaaar.com/frontpage#!/table/all


 از این ظریق می توان صفحه اول تمام روزنامه ها را دید.


  فعلا باقی صفحات قابل دسترس نمی باشد ولی به هر حال امکان مناسبی است

برای اینکه پس از انتخاب روزنامه دلخواه به سراغ آدرس سایت روزنامه مورد نظر مراجعه

 کرد.

 

این روزها یه مقدار دچار استیو جابز زدگی شده ایم که البته خیلی بد هم نیست!

یکی از دوستان ایمیل فرستاده که از نگاه استیو جابز 12 درس استخراج شده است که در زیر می آید:

 


انسان های متفاوت، متفاوت رفتار می کنند و اثرات متفاوتی هم بجا می گذارند، استیو جابز یکی از این افراد متفاوت بود که با عقاید و الگوهایی که داشت توانست قله های موفقیت و محبوبیت را فتح کند. استیو جابز تنها اسطوره ای نخواهد بود که دنیای فناوری هرگز خدماتش را فراموش نمی کند.

1. کارشناسان هیچ‌چیز نمی‌دانند
روزنامه‌نگاران، تحلیلگران، مشاوران، بانکداران و راهبران نمی‌دانند چه بکنند، بنابراین تنها به شما مشاوره می‌دهند. آن‌ها به تو می‌گویند چه چیزی در محصول تو وجود دارد که خوب عمل نمی‌کند اما قادر نیستند محصولی بهتر را بسازند. آن‌ها می‌توانند به تو بگویند چگونه یک محصول را بفروشی اما خود قادر به فروش آن نیستند. آن‌ها می‌توانند به تو توضیح دهند چگونه گروه‌های کاری بزرگ تشکیل‌دهی اما خودشان بدترین دفاتر را دارند. برای مثال، کارشناسان به ما می‌گویند 2نقص مهم "مکینتاش" در اواسط دهه 80 فقدان حمایت برای یک چاپگر چرخشی و نبود لوتوس3،2،1 بود؛ این تنها چیزی است که کارشناسان می‌توانند به ما بگویند.

2. مشتریان نمی‌دانند چگونه چیزی را كه می‌خواهند به تو بگویند
نقطه تمرکز اپل، نیمکره راست مغز استیو بود که با نیمکره چپ حرف می‌زد. اگر از مشتریان بپرسی چه چیزی می‌خواهند، آن‌ها به تو می‌گویند: "بهترین، سریع‌ترین و ارزان‌ترین". اما این صدای یکنواخت تکراری بویی از یک تغییر انقلابی نبرده است. مشتریان تنها می‌توانند آرزوهای خود را در قالب کلماتی بیان کنند که هنوز درحال استفاده از آن‌ها هستند؛ در دوره‌ای که در آن مکینتاش تولید می‌شد، همه می‌گفتند می‌خواهند رایانه‌ای با بهترین، سریع‌ترین و ارزان‌ترین سیستم عامل MS-DOS داشته باشند. بهترین چیز برای یک شروع، تولید محصولی است که تو می‌خواهی استفاده کنی؛ این چیزی است که استیو جابز و استیو وزنیاک انجام دادند.

3. اهمیت جهش به جلو
تغییرات بزرگ زمانی رخ می‌دهند که تو جهشی فراتر از قدم‌های یکنواخت برداری. بهترین تولیدکنندگان چاپگرهای چرخشی در ابتدا شروع به تعریف ویژگی‌های جدیدی کردند که متفاوت بودند. اپل یک جهش رو به جلو برداشت: چاپگرهای لیزری. به آن‌هایی فکر کنید که یخ جمع می‌کردند. به شرکت‌هایی فکر کنید که یخ را تولید می‌کردند و به آن‌هایی فکر کنید که یخچال‌ها را می‌سازند. آیا هنوز هم امروز کسی هست که در طول زمستان یخ جمع کند؟

4. بیشترین، بزرگ‌ترین است و بیشترین چالش، کیفیت کار را بهتر می‌کند
من همیشه با این ترس کار می‌کردم که استیو بتواند به من بگوید من عالی نیستم یا کارم هیچ ارزشی ندارد. این ترس، چالش بزرگ من بود اما رقابت با IBM و مایکروسافت یک چالش عظیم بود. تغییر دادن دنیا یک چالش بزرگ بود. من و کارمندان اپل (قبل و بعد از من) کار خود را به بهترین شکل انجام داده‌ایم چون باید برای انجام این چالش‌های بزرگ حداکثر توان خود را صرف می‌کردیم.

5. روی طراحی حساب کن
استیو با درخواست‌های عجیب خود درباره طراحی، افراد مختلفی را دیوانه می‌کرد: بعضی از قاب‌های سیاه به اندازه کافی سیاه نبودند. انسان‌های فناپذیر عادی فکر می‌کنند، رنگ سیاه سیاه است و خاکستری خاکستری اما استیو یک کمالگرا بود و حق داشت؛ بعضی افراد طراحی را در دل دارند، درحالی‌که بسیاری دیگر تنها به آن توجه می‌کنند.

 

6. زمانی‌که از گرافیک‌های بزرگ و حروف درشت استفاده می‌کنی نمی‌توانی اشتباه کنی
نگاهی به اسلایدهای استیو فونت حروف در سایز 70، از نوعی است که یک نمایشگر یا گرافیک بزرگ دارند. حال به رونمایی‌هایی فکر کنید که دیگرانی که در بخش فن‌آوری مشغول به کار هستند، انجام می‌دهند. آن‌ها از فونت با سایز هشت استفاده می‌کنند و عناصر گرافیکی در رونمایی‌های آن‌ها وجود ندارد. بسیاری از مردم می‌گویند استیو بزرگ‌ترین معرفی‌کننده برای محصولات جدید بود... اما هیچ شده از خود بپرسید چرا افراد بسیار کمی ‌هستند که از سبک وی تقلید می‌کنند؟

7. تغییر ایده نشانه‌ای از هوش است
زمانی که اپل اولین "آی فن" را عرضه کرد، هیچ برنامه جانبی برای آن وجود نداشت. برنامه‌های جانبی (app) را استیو به وجود آورد. آن‌ها ایده بدی بودند چون هرگز نمی‌دانستی با تلفن تو چه کار می‌توانند بکنند. در ابتدا تعریف برنامه‌های جانبی وب در داخل مرورگر "سافاری" تنها امکانی بود که می‌توانست تصور شود. تا این‌که 6ماه بعد، استیو تصمیم گرفت برنامه‌های جانبی را به عنوان ابزارهای مناسبی به کار برد. اپل در مدت زمان کوتاهی راه‌های بسیاری را پیمود تا به شعار معروف خود برسد: "برای هر چیزی یک برنامه جانبی وجود دارد" (there’s an app for that).

8. ارزش با قیمت فرق دارد
بیچاره هستید اگر فکر کنید همه‌چیز به قیمت وابسته است و باز هم بیچاره‌تر هستید اگر فکر کنید تنها می‌توان روی قیمت با دیگران رقابت کرد. قیمت تمام آن چیزی نیست که شما باید روی آن حساب کنید: آن‌چه باید روی آن حساب کرد، حداقل به اعتقاد تعداد کمی ‌از مردم، ارزش است. ارزش است که باید در آماده‌سازی محصول خود به آن فکر کنید تا بتوانید لذت استفاده از بهترین دستگاه موجود را به مشتری بدهید. می‌توانیم بگوییم هیچ‌کس محصولات اپل را به خاطر قیمت پایین آن‌ها نمی‌خرد.

9. نمایش‌های مدیر اجرایی
استیو جابز قادر بود 2 بار در سال و در دوره رونمایی‌هایش به میلیون‌ها نفر نشان دهد iPadها، iPodها، iPhoneها و Macها چگونه کار می‌کنند. چرا بسیاری از مدیران اجرایی (CEO)، معاونان یا سایر مدیران ارشد خود را روی صحنه مراسم رونمایی صدا می‌زنند؟ شاید برای این‌که نشان دهند در پس یک محصول، مجموعه‌ای پرقدرت قرار گرفته است یا شاید به این دلیل که مدیر اجرایی عمق کاری را که شرکتش انجام می‌دهد نمی‌داند یا نمی‌فهمد، ‌بنابراین نمی‌تواند آن را به خوبی توضیح دهد.

10. شغل مستقیم مدیر اجرایی
شاید همیشه محصول مطلوب نبود اما همیشه به حدی چشمگیر بود که بتواند در تمام دنیا گسترده شود. در این مورد، استیو همیشه یک هدف داشت: "سلطه روی بازارهای موجود و ایجاد بازارهای جدید در سطح جهانی".

11. بازاریابی
به مربعی فکر کنید که به چهار مربع کوچک‌تر تقسیم شده است. محور عمودی نشان می‌دهد محصول شما چقدر با محصول رقیب تفاوت دارد. محور افقی ارزش محصول شما را نشان می‌دهد. در سمت راست پایین: ارزش است اما تک نیست و به یک قیمت رقابتی نیاز دارد. در سمت چپ بالا: تک است اما ارزش نیست، بنابراین شما در بازاری که وجود ندارد اولین هستید. در سمت چپ پایین: تک نیست و ارزش نیست، بنابراین شما یک ابله هستید. در سمت راست بالا: تک است و ارزش است و این‌جاست که شما می‌توانید هم پول به دست آورید و هم تاریخ را بسازید. برای مثال، iPod تک بود و ارزش داشت چراکه تنها روش برای بارگذاری موسیقی قانونی بود و ارزان بنابراین به‌ آسانی از سوی بزرگ‌ترین تهیه‌کنندگان موسیقی حمایت شد.

12. برای اینکه بعضی چیزها را ببینی نیاز است که آن‌ها را باور کنی
زمانی‌که در تلاشی تا جهشی به جلو برداری، به دنبال راهی برای فرار از دست کارشناسان می‌گردی، در جست‌وجوی چالش‌های بزرگ هستی، وسواس طراحی داری و تمام توجه خود را روی ارزش واحد پروژه معطوف می‌کنی، باید مردم را متقاعد کنی تا کاری را که مشغول انجام آن هستی باور کنند. مردم برای دیدن مکینتاش آن را باور کردند و به همین دلیل به واقعیت بدل شد. این اتفاق در مورد iPod، iPhone و iPad هم رخ داد. نقطه آغاز برای تغییر دنیا تغییر ایده‌هاست؛  

من در حال نامگذاری بر روی پروژه ای هستم و دنبال واژه ای فارسی می گردم که در بطن خود حاوی بارمعنایی مشخصات زیر باشد:

  • سرعت
  • هوشمندی
  • دقت

اگر ایده ای به ذهنتان می رسد. ممنون می شوم که در بخش نظرات آنرا برایم ارسال نمایید

روزنامه  فناوران در شماره امروز خود، مقایسه ای بین سهام مایکروسافت و آی بی ام را چاپ کرده است که مطالعه آن برای علاقمندان به سرمایه گذاری در صنعت آی تی مفید است.
نکته جالب اینکه وارن بافت طی هشت ماه گذشته پنج درصد سهام آی بی ام را خریداری کرده است. که احتمالا ناشی از پیشبینی  رونق آینده در سهام این شرکت دارد.
به یک معنی اگر به مقایسه بین آی بی ام و مایکروسافت وفادار بمانیم. این بدین معنی است که شرکتهایی که راه کارهای جامع را در صنعت آی تی ارائه می کنند از شرکتهایی که صرفا سخت افزاری یا صرفا نرم افزاری هستند، به لحاظ سودآوری برتری دارند. 

 

لینک خبر را از اینجا ببینید. 

 

 

بارکد QR بارکدی دو بعدی است که با خط ها و مربع هایی که به هم وصل شده ، نشان دهنده لینک ثبت شده در اینترنت است.

اکنون طیف گسترده ای از مصارف این بارکد را در تبلیغات محیطی و یا مواردی چون بر روی بسته بندی محصولات، کارتهای ویزیت و ... می توانید بیابید.

 

شرکت VeriFone دیروز اعلام کرد که با شرکت گوگل در پروژه کیف الکترونیکی گوگل همکاری دارد. استفاده کنندگان محصول این پروژه قادر خواهند شد تا از طریق تکنولوژی  NFC پرداختهای خود را بر روی POS یا کارتخوانهای اینشرکت پرداخت نمایند.

اینکار در ادامه کوششهای VeriFone برای توسعه سیستم Mobile Payment  می باشد. تحرکات اینروزهای دنیا از جمله اجلاس G8 و خیلی از اتفاقات دنیای ICT  نشان می دهد که دنیا به سرعت در حال بهره برداری از دستاوردهای دنیای دیجیتال می باشد.

زیربنای این کوششها نیز مبتنی بر اجتماعی تر شدن مصادیق و کاربردهای خدمات و  محصولات ICT می باشد. 

روزنامهدنیای اقتصاد امروز تیتر زده است که : 


وعده جدید وزیر در روز ارتباطات

پايان ارديبهشت؛ عرضه سيم‌كارت‌ اپراتور سوم

من درک نمی کنم که چرا مقامات دولتی ما با چشم پوشی بر وضعیت نابسامان اپراتور سوم همچنان تاخیرات این شرکت را تحمل می کنند!

درحالیکه تا پایان اردیبهشت ماه چند روزی بیشتر نمانده و خبرهای درونی هم از این اپراتور نشاندهنده آنست که ارائه سیم کارت به این نزدیکی ها هم نمی باشد. بازهم مردم باید بخاطر ناکارآمدیهای مدیریتی جریمه شوند و دستشان به تکنولوژی 3G نرسد.

این درست مثل داستان حمایت از طریق تعرفه واردات خودروست که به دلیل ناتوانی خودروسازان داخلی با محصولات خارجی ، بهای این ناکارآمدی را مشتریان خودروهای وارداتی با پرداخت بهایی بالاتر از قیمتهای بین المللی می پردازند و خریداران خودرو داخلی نیز با صرف هزینه بالاتر در سوخت مصرفی اینگونه خودروها جریمه می شوند.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سید علیرضا عظیمی پور می باشد.