ادامه بحث قبلی از اينجا:

 

4. راه حل های موثر  که  بروز مجدد مشکل را پیشگیری می کند،  شناسایی نمایید. هنگامی که

مشکل مستند میگردد،دلیل بروز آن نیز مشخص و تاثیراتش ردیابی  میگردد. البته این امر بستگی

به دانش و مهارت   افرادی دارد که  درموردسیستمها  و سخت  افزار مزبور اعمال  نظر کرده و

راه حل های عملی ممکن خود را ارائه داده اند. بدیهی است که ایشان،

پیشنهادات  (Proposal)  خود را  به افراد ذیصلاح سازمان جهت تصمیمی گیری ارائه می کنند. یک

راه حل پیشنهادی بایدبه ما بگوید:

چه راه حل دائمی برای رفع عیب سخت افزار و سیستمهای موجود باید بکار گرفته شود؟

آیا مشکل بوجود آمده آنقدر جدی است که لازم باشد تا سخت افزار و سیستمها تعویض شوند؟

میزان زمان و هزینه  مورد نیاز چقدر است؟

 

5. راه حل ها را اجرا کنید. زمانی که راه حل یا راه حلها قطعی  شدند، سپس باید اجرا گردند. باید

شخصی تمام وقت مسئولحل  این مشکل  باشد. لازم است پیشرفت کار نیز مستمرا به رئیس بخش

زیرساخت گزارش شود. بدیهی است که در زمان بروزمشکلات خیلی جدی این گزارش بسته به

اهمیت موضوع برای مدیر فناوری اطلاعات سازمان یا حتی مدیران ارشد تر نیز ارسال می گردد.

در تمام مدت استقرار  راه حل جهت رفع عیب ، باید مستندات مربوطه ثبت و   حفظ شوند. تا در آینده

در صورت نیاز،قابل مراجعه باشند. .

6. بازنگری  کنید. زمانهایی تعیین کنید که  مشکل را دوباره بررسی نموده،  تا اطمینان حاصل شود که

مشکل حل شده است.بازنگری   مشخص  می کند که آیا راه حل بکار گرفته شده همیشگی است یا

خیر. اسناد و مدارک نگهداری شده در مرحله 5 حینبازنگری  باید بصورت دقیق و به جزئیات  مرور گردد.

 

 

هرچقدر که خدمات مبتنی بر IT در زندگی ما بیشتر ریشه می دواند،

اهمیت زیر ساخت IT نیز بیشتر می شود.

واقعیت اینست که اهالی بخش زیر ساخت IT قهرمانان خاموشی

هستند که متاسفانه با بروز مشکل ، دیگر بخشها یاد آنها می افتند.

یکی از شاخصهای مهم اندازه گیری کیفیت و ثبات و استمرار در

زیر ساخت ، اندازه گیری Up-Time  یا حداکثر زمان دسترسی به

سیستم است.

از  بسیاری  جهات  زمان دسترسی به  سیستم مهمترین شاخص

سنجش وضعیت  زیر ساخت  است.

زیرساخت  باید در حال کار و در دسترس باشد.در غیر اینصورت

بهره وری  کاهش می یابد و متعاقبا  در آمد از دست میرود.

لذا به سادگی  باکنترل  زمان دسترسی Up-Time فرایند ارتقاء

سیستم آغاز می شود . چنانچه بخواهید برای شاخص اندازه

مطلوب زمان دسترسی  هدفگذاری نمایید ، ابتدا لازم است تا

میزان جاری آنرا اندازه گیری نمایید.  اندازه گیری شاخصها سبب

می شود تا  شک مردم نسبت به یک سیستم   برطرف شده و

بدان اعتماد خواهند کرد.

اشتباه متداول  آنست که بدون ریشه یابی  مشکلات، نسبت به

رفع عیب سیستم و سخت افزار اقدام می شود. ریشه یابی

تحلیلی  مشکلات(Root Cause Analysis)  یعنی، درک کنیم که

ایراد(Error ) از کجا آمده است و بتوانیم احتمال وقوع مجدد آنرا

پس از رفع عیب کاهش دهیم.

در اینجا گفتیم که مدیران بنگاه های اقتصادی موظف هستند که به جمع آوری داده ها و اندازه گیری آنها اقدام تا پس از تحلیل به مدیریت آنها بپردازند. این میل به جمع آوری داده های بیشتر از یک سو و رقابت شدید درگرفته در کسب و کار ها سبب شده است که انبوهی از داده ها بوجود آید که ما حصل توجه زیاد به امر تجزیه و تحلیل در بنگاه هاست.
تحلیل آماری در بسیاری از صنایع از امور مالی گرفته تا بازاریابی و هتل داری و از مدیریت منابع انسانی گرفته تا تعمیر ماشین آلات ، به ما میگوید  که آنچه که می بینیم نه مشتی نمونه نمایشی ، بلکه یک دگرگونی بنیادین در اقتصاد است .

داده های حجیم مربوط به این انقلاب بسیار قدرتمند از تجزیه و تحلیلهایی هستند که در گذشته مورد استفاده قرار می گرفتند. ما بیش از هر زمان دیگری می توانیم بسنجیم و در نتیجه ، با دقت بیشتری مدیریت کنیم. می توانیم بهتر پیش بینی کنیم و خردمندانه تر تصمیم بگیریم. می توانیم مداخلات اثربخش تری را هدف قرار دهیم، آن هم در حوزه هایی که تا پیش از این بجای داده ها و دقت، تحت سیطره و غریزه و شم درونی بودند.
با ترویج ابزارها و فلسفه داده های حجیم، ایده های دیرینه مربوط به ارزش تجربه ، ماهیت تخصص و عمل مدیریتی تغییر خواهند کرد. رهبران زیرک در صنایع گوناگون استفاده از داده های حجیم را بعنوان انقلابی در عرصه مدیریت خواهند دید. اما همانند هر تغییر عمده دیگری در کسب و کار، چالش متکی به داده های حجیم، می تواند عظیم و مستلزم رهبری مذاخله گر یا در برخی موارد نظاره گر باشد. با این حال، امروزه مدیران نیاز دارند خود را درگیر آن سازند.
در سالهای اخیر اتفاقات و چالشهای ویژه ای رخ داده است:
حجم: از آغاز سال 2012 ، هر روزه حدود دو و نیم اگزابایت داده تولید می شود و این میزان کم و بیش هر چهل ماه یکبار دو برابر می شود.این مقدار داده در سرتاسر اینترنت در هر ثانیه بیش از همه آن اطلاعاتی است که در کل بیست سال گذشته در اینترنت ذخیره شده است. این فرصتی را در اختیار شرکتها قرار می دهد تا در یک مجموعه داده های واحد، با چندین پتابایت داده(و نه فقط از اینترنت) کار کنند.
شتاب: برای بسیاری از نرم افزارهای کاربردی، سرعت خلق داده ها حتا از حجم آن نیز اهمیت بیشتری دارد. دسترسی به اطلاعات بلادرنگ یا کم و بیش بلادرنگ این امکان را برای یک شرکت ایجاد می کند که نسبت به رقبایش بسیار چابک تر باشد.
تنوع: داده های حجیم ، شکل پیام، به روز رسانی و تصاویر قرار گرفته روی شبکه های اجتماعی، خواندن جسگرها، علائم جی پی اس تلفن های همراه و غیره را به خود می گیرد. بسیاری از مهمترین منابع داده های حجیم به نسبت جدید هستند.

تحولات گسترده ای که حول موضوع "داده" رخ داده است ، باعث بروز چالشهای فنی نیز شده است. مشکل اینجاست که در سازمانهای امروزی مدیریت انبوه این داده ها رفته رفته مشکل می شود. سیستمهای هوش تجاری Business Intelligence  در تلاشند این چالش را حل کنند. و برای استقرار BI  در سازمانها، لازم است مدیران ارشد از این اقدام حمایت نمایند. در غیر اینصورت هزینه هایی که برای اندازه گیری داده ها انجام می دهیم، اتلاف خواهد شد.
اما چالشهای مدیریتی حتی از چالشهای فنی نیز بزرگترند و از نقش تیم مدیریت ارشد شروع می شوند. چرا که کسانی که مشکلات را می فهند ، لازم است با داده های درست در یک جا قرار داده شوند و همچنین کسانی به خدمت گرفته شوند که از تکنیکهای حل مشکل بهره مند بوده و می توانند از آنها بطور موثری بهره برداری کنند.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سید علیرضا عظیمی پور می باشد.