دولت مالزی بار دیگر مبلغ 10 سنت ( کمی کمتر از 4 %) از قیمت بنزین کاست.

 این اقدام در پی افزایش و کاهش قیمت جهانی نفت است که قبلا در باره آن در مطلبهای انتظارات تورمی و پراکنده صحبت کرده ام.

نکته مهم اینست که الان علاقمندم ببینم اگر در این اقتصاد موجهای تورمی ناشی از انتظارات تورمی مردم پس از افزایش قیمت راه نیفتاد.

آیا چسبندگی قیمت در کالاها و خدمات محدودی که پیش از این قیمتهایشان افزایش یافته بود وجود دارد یا خیر؟

و آیا قیمتها با کاهش قیمت بنزیت کاهش خواهد یافت؟

 


تبصره:الان در تهران هستم و پس از مراجعت حتما موضوع را پیگیری می کنم.

امروز همراه یکی از دوستان بودم که می خواست MP3 Player بخرد. بعد از بررسیها فهمیدیم که توی این بازار خب بهترین برند اپل هست و با اختلاف قیمتی زیاد سامسونگ و کرییتیو قرار دارند که بخاطر پخش صدای بهتر توصیه ها بر سامسونگ بود.
اما برایم جالب بود که مطابق اطلاعات این وبلاگ سامسونگ بدلیل حمایتهای دولتی در دسترسی به سرمایه مناسب توانسته از سایر رقبا فاصله بگیرد . اکنون در حالیکه سالیانه 440 میلیون دلار بابت حق لیسانس به شرکت اسکن دیسک می پردازد ، حال مایل است آنرا بخرد. هر چند که معامله بسرانجام نرسیده است.

اغلب در ایران الگوهای کسب و کار پیرو رفتارهای متداول بین المللی یا توریزه شده نمی باشند. بطوریکه مصرف کنندگان نیز ناچار به ابداع روشهای پیچیده می شوند.
مثلا به هنگام بازگشایی مدارس خیلی از خانواده ها برای خرید لوازم التحریر فرزندانشان مستقیما به عمده فروشیها مراجعه می کنند. یاشب عید نروز هم همچنین . گاهی مردم در خارج از مناسبت خریدهای مناسبتی خود را انجام می دهند مثلا زودتر از روز مادر هدایا خریداری می شود.
دو خاطره جالب در اینخصوص دارم:
اول اینکه همکاری داشتم که هم بلحاظ موقعیت شغلی ممتاز (در آمد بالایی هم داشت) و هم متدین بود و هم چنین البته حسابگر.میگفت ما (خودش و همسر و فرزندانش) سالی یکبار در ماه رمضان یک هفته به کیش مسافرت می کنیم و تمام نیاز یکسال رابه قیمت ارزان خریداری می کنیم. ضمن اینکه هزینه های اقامتمان هم فوق العاده اندک می شود.البته اضافه می کرد که تنها ایراد این روش اینستکه روزه هایمان خراب می شود که بعدا آنرا ادا می کنیم!
دوم اینکه چند سال پیش در فاصله تعطیلاتی به شمال ایران مسافرت داشتم طبیعتا آنروزها حجم زیادی مسافر از تهران به شمال سرازیر شده بود.یکی از روزها به اتفاق یکی از دوستان برای خرید روزمره از محل اقامتمان بیرون زدیم ، من با توجه به شلوغی بازار میوه و تره بار نوشهر به دوستم توصیه کردم که خرید مان را از مغازه ای محلی که هم جوار ویلا بود و البته سالها از او خرید کرده و ما را می شناخت انجام دهیم هر چند که کمی گرانتر قیمت گذاری می نمود.وقتی به آنجا مراجعه کردیم و تقاضای خرید مرغ به همراه تمیز و خرد کردن آنرا داشتیم گفت از صبح خیلی کارکردم و خسته ام لذا نمی توانم مرغ را خرد کنم.با تعجب گفتم من فلانیم سالهاست از تو خرید می کنم این چه حرفی است که میزنی اما با بی اعتنایی گفت همینی هست که هست.
راه افتادیم و رفتیم بازار نوشهر هنوز خرید را آغاز نکرده بودیم که یکی از خانمهای شمالی با فروشنده ای کارش به داد و بیداد رسید که چرا قیمتها را بالا برده ای و بعد فریاد زد که خدا این تهرانیها را لعنت کنه که وقتی می آیند همه چیز گران می شه!
اما:
یکی از دوستان می گفت ما در کانادا وقتی فصل خرید می شود کالاها را با قیمتها و شرایط خوب می توانیم بخریم چونکه شرکتها پیشنهادهای بهتر را برای جذب مشتری ارائه می نمایند.
درمالزی نیز به مناسبتهای مختلف قیمتها شکسته می شود اما در مناسبت مهمی مثل عید چینیها این کاهش قیمتها استثنایی تر می شود.اکنون نیز فصل مسافرت اعراب می باشد .اولا در مراکز خرید حجم زیادی از توریستهای عرب مشاهده می شود ثانیا شرکتها اجناس و خدمات خود را با قیمتهای پایینتر عرضه می کنند ثالثا بروشورها به زبان عربی منتشر و مغازه ها هم کارمند مسلط به زبان عربی استخدام کرده اند. خلاصه بازار شاهد نزول قیمت کالاها و خدماتی مثل پوشاک، زیورآلات، رستورانها ، موبایل و... در شرایط ایجاد تقاضای بیشتر می باشد.
ضمنا کسی هم عربها را نفرین نمی کند.

در حال مطالعه MISSION 2020 کشور مالزی هستم. این کشور در زمان چهارمین نخست وزیر پس از استقلال (مالزی در سال 1957 از مستعمره انگلستان خارج و اعلام استقلال نمود ) یعنی در زمان دکتر ماهاتیر محمد اقدام به تدوین برنامه ای سی ساله (2020-1991) نمود تا به چشم انداز و اهداف بلند مدت خود دست پیدا نماید.
آقای احمد بداوی نخست وزیر کنونی مالزی در مقدمه کتابی که به بررسی اقدامات 15 ساله گذشته و راه آینده می پردازد، می گوید:


Dreams are important. They allow people and nations to sharpen focus, define objectives and set clear targets.

شاید این بهترین توصیف از هدف آرمانیی که در ادبیات برنامه استراتژیک از آن نام برده می شود باشد.در واقع از این طریق شما آرزوهای خود را برای سازمان تحت مدیریتان تصور می نمایید

مصدق وقتي دست آورد تلاشهاي ناموفق و منجر به توليد سماور نفتي عالي نسب را ديد همان اندازه خوشحال شد كه ميرزاتقي خان اميركبير از سماور سازي صنعتگر اصفهاني.

آن زمان سماور ذغالي را از روسيه مي آوردند، ميرزا تقي خان به صنعتگر ماهر اصفهاني گفت يك نمونه از آن را بسازد، وقتي ساخته را ديد چندان خوشحال شد و خنديد كه ميگويند دندانهاي انتهايي او هم در اين خنده نمايان شد وتمامي تسهيلات را براي صنعتگر اصفهاني فراهم كرد تا توليد سماور كند و كارخانه سماورسازي راه بيندازد. وقتي خلف او مصدق سماور نفتي عالي نسب را ديد، مهماني كرد و در آن مهماني سماور را روشن كرد و در آن سماور با دست خود براي مهمانان چاي ريخت و به مهمانان تعارف كرد.راه عالي نسب در مجموع و در معنا در دوره انقلاب همان سرنوشت را پيدا كرد كه سماورسازاصفهاني.

آورده‌اند كه ميرزاتقي‌خان به چراغعلي‌خان زنگنه حاكم اصفهان نوشت كه ابزار تدارك كارخانه را براي سماورساز فراهم و وامهاي لازم را به او بدهد، همين كه كارخانه به توليد رسيد گفتند كه ميرزا تقي‌خان از كار كنار گذاشته شد و پس از آن طولي نكشيد كه نوبت به چراغعلي‌خان زنگنه رسيد. حاكم جديد كه حاكم ميرزاآقاخان نوروزي بود به دنبال سماور ساز فرستاد و به او گفت وامي را كه گرفته عودت دهد او گفت هنوز اجناس به بازار نرفته و فروش نكرده ايم و من پول ندارم، به او مهلت داد، او هم كارخانه را به تاراج داد خانه خود را هم فروخت و هنوز نتوانست وام حكومت را بدهد، حاكم سپرد تا فراشان حكومتي او را در بازار صنعتگران اصفهان آنقدر بكوبند تا صنعتگراني كه او را انتخاب كرده و به تهران نزد امير فرستاده بودند دل بسوزانند و تاوان مابه التفاوت بدهي او را بپردازند و همين كار را كردند، از ضرباتي كه به سر او زدند او براي هميشه كور شد و در بازار اصفهان فقيري و گدايي ميكرد، وقتي شخصي ظاهراً تهراني به او صدقه اي داده بود، او اين داستان صنعتگر شدن در ايران را به جاي آن صدقه براي او تعريف كرده بود كه آن پول مجاني نباشد.

داستان بهره های سنگین بانکی و عدم توفیق تولیدکننده ایرانی همچنان ادامه دارد!

صفحه3 از3

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سید علیرضا عظیمی پور می باشد.