با یکی از دوستانم که در شعبه ایران شرکتی بین المللی که در زمینه پخش محصولات بهداشتی و غذایی ( بهتر بگویم سوپر مارکتی ) شاغل است صحبت می کردم و از وضعیت کسب و کارشان می پرسیدم.
با حرارت و اشتیاق از رشد فروش و افزایش سهم بازارشان می گفت و اینکه برای سال آینده اهداف بالاتری را در نظر دارند خبر می داد.
با خودم می گویم این سهم بازار بیشتر یعنی تنگ شدن میدان رقابت برای تولید کننده ایرانی و شاید ورشکستگی کارخانه های ایرانی!
خب ، بنظر شما باید خوشحال باشیم یا ناراحت؟

نانواییها در حال فروش نان با آرد غیر سوبسیدی هستند. این موضوع باعث شده تعداد نانواییها رو به افزایش بگذارد. بطوریکه در محل سکونت من در ماههای اخیر چند نانوایی یا تغییر دکوراسیون داده اند و یا افتتاح شده اند.


قیمت یک قرص نان بربری ساده، الان 300 تومان بفروش می رسد. این قیمت با مشابه وزنی نان در خارج کشور تقریبا برابری می کند.

اما آیا واقعا این قیمت آزاد با خود بهره وری و کارایی به ارمغان می آورد؟ آیا بازار رقابتی منجر به بهبود پخت نان خواهد شد؟


من اعتقاد دارم آزادی قیمت نان و رقابت در بخش عرضه آن در بلند مدت بی تاثیر بر بهره وری و کیفیت نان نخواهد بود. اما هزینه هایی که جامعه پرداخت خواهد کرد و سرمایه هایی که نابود خواهد شد ( به دلیل اینکه ناکارآمدها باید در این منطق اقتصادی شکست خورده و از بازار خارج شوند) نیز قابل توجه خواهد بود.


واقعیت اینست که فعالین اقتصادی ما قبل از آنکه نیاز به دریافت سیگنالهای قیمتی باشند ، نیازمند دانش در زمینه مهارتهای اداره کسب و کارهایشان هستند. چرا که تا وقتی که ادبیات اداره کسب و کار را نیاموزند ، نمی توانند آنرا صنعتی اداره نمایند.


سازمان جهانی کار برنامه ای را برای کشورهای در حال توسعه دارد که در آن به آموزش فعالین کسب و کارهای خورد می پردازد و مباحث ساده اما پر کاربردی در شکل ساده آن ، نظیر حسابداری مقدماتی، آشنایی با بازدهی، روشهای قیمت گذاری و ... را به ایشان می آموزاند.

در اقتصاد قیمتها عنصر به تعادل رساندن عرضه و تقاضا هستند.

در اقتصاد انسان معقول و مطلوبگرای کلاسیکی دنبال حداکثر کردن مطلوبیت خود است. اما این مطلوبیت به دلیل محدودیت در منابع باید در مبادله ای به یک نقطه بهینه منجر شود. قیمتها نقش اساسی در تعیین این نقطه بهینه دارند.

اقتصاددانان طرفدار اقتصاد لیبرال مواکدا معتقدند انسان کلاسیکی رفتار خود را بر اساس سیگنالهای قیمتی تنظیم می کند و بهینه مصرف می کند و مثلا اصراف نمی کند.


اما آیا واقعا اقتصاد لیبرال انسان کلاسیکی و قیمتها را به حال خود تنها می گذارد؟


اگر اینگونه است چرا دولت با وظایف کلاسیکی خود در این اقتصادها نقش بازی می کند؟ مگر نه اینکه دولتها گاهی حداکثر مطلوبیت انسانهای فعال و مورد قبول را با محدودیت مواجه می کنند؟ مگر نه اینکه این دولتها با انحصار و تشکیل تراست مبارزه می کنند؟ پس چرا نمی گذارند انسان مطلوبگرای اقتصاد لیبرال با علامتهای قیمتی خودش انحصار را بشکند؟


چرا ما بازار رقابت کامل در عمل نداریم و تنها با فروض حاکم بر تئوریهای اقتصادی آنرا تصور می کنیم؟ مگر سیگنال قیمتی و دست پنهان آدام اسمیت زاییده این توریهای مبتنی بر GIVEN ASSUMPTION ها نیست؟


چرا در بطن اقتصاد لیبرال نا امنی اقتصادی نهفته است ؟ آنجا که بازر رقابت کامل می گوید بسیاری عرضه کنندگان می آیند و ناکارآمدها می روند و آنها که می روند در بازار کارا باید قربانی شوند ، این بهای اقتصاد لیبرال است. اما آمریکا مهد اقتصاد لیبرال برای جلوگیری از ورشکستگی صنایعش می آید برنامه حمایتی با کمک دولت می گذارد. یعنی کسانی که دولت را در تئوری نمی خواهند و ناامنی اقتصادی را در حدی بهای کارآمدی بازار می دانند. در عمل آنرا بر نمی تابند و با ابزار دولت کنترلش می کنند!

 

حالا آقا دکتر پژویان می آید در تلویزیون و می گوید اگر شیر آب تصفیه شده در منزل شما با آب تصفیه نشده یک قیمت برابر داشته باشد ؛ عقل سلیم حکم می کند که از آب تصفیه شده برای شست و شوی عمومی استفاده کنیم . اما اگر بهای متفاوتی داشته باشد سیگنال قیمتی شما را به سمت مصرف درست سوق می دهد.

آقای دکتر پژویان درست می گوید . اما پاسخ این سوالها را نمی دهد که:


اگر ما در منزل یک شیر آب داشته باشیم که فقط آب تصفیه شده داشته باشد و قیمت آن بالا برود ما چه انتخاب دیگری داریم؟

دولت وقتی اجازه نمی دهد که کسی دیگر وارد شبکه آب و برق و ... بشود، آیا انتخابی می ماند که سیگنال قیمت مصرف ما را درست کند؟

وقتی بنزین بالا می رود ما سیگنال می گیریم که از وسیله شخصی استفاده نکنیم، اما جایگیرن وقتی نیست.یعنی شبکه تاکسی ارزان قیمت، اتوبوس شهری و مترو به قدر کفایت نیست و شما را از مبدا به مقصدتان نیم رساندآیا نتیجه فقط این نیست که همان خدکت قبلی را دارید با قیمت بالاتر جدید می گیرید؟


تازه آقای پژویان نمی گوید که چرا در اقتصاد ایران زمین، خودرو ، کالاهای اساسی و بسیاری چیزهای دیگر از متوسط قیمت جهانی و در اقتصادهای مشابه بالاتر است؟

چرا خدمات مالی و قیمت کالاهای مالی بالا و دسترسی به آنها پایین است؟

چرا دستمزد نیروی انسانی در ایران از کشورهای مشابه پایین تر است؟


خب! آقای پژویان احتمالا فقط یک بعد از اقتصاد لیبرال را درک کرده و در طرح هدفمند کردن یارانه ها کلی دستمزد دریافت کرده است.


چر اقتصاد دانان ایرانی به کارکرد انتظارات و موجهای تورمی مربوطه بی توجهند؟

سالهاست ایران در حال تجربه اجرای کنترل نقدینگی برای مهار تورم و حذف سوبسیدها برای اصلاح الگوی مصرف است. اما نتیجه مثبت ؟ الله اعلم!

شخصا اقتصاد لیبرال را واجد نقاط ضعف می دانم به شدت با آنها که قائل بر کارایی مکانیسم بازار می باشند و اقتصاد را با حداقل وظایف کلاسیک دولت می پسندند مشکل دارم و آراء اقتصاددانان نهاد گرا را می پسندم.

با این حال در یادداشت بی ثباتی نظام سرمایه داری گفته ام که شک ندارم نظام سرمایه داری به هر قیمتی شده از این بحران یه سلامت عبور می کند.

اما با توجه به مباحثی که این روزها مطرح است، شاید باید در این گفته تجدید نظر شود. بنظر می رسد الان در سطح نظامهای اقتصادی ظرورت تبیین نظامی نو بشدت احساس می شود.

توی چند پست قبل تر تلگرافی نوشتم ،

شرایط رکودی حاکم بر اقتصادهای ملی ناشی از بحران مالی دنیا سبب شده شرایط طرف تقاضا در معاملات تعیین کننده باشد.

ام واقعیت اینست که موضوع خیلی جدی هست و واقعا باید حسابی بدان پرداخت.

هر روز ایمیل هایی را از دوستان چینی ام دریافت می کنم که یا قیمت محصولاتشان را کاهش داده اند و یا از وضع بد اقتصادی گله می کنند.ظاهرا شرکتهای چینی در حال اخراج پرسنل خود و کاهش هزینه ها هم هستند.

در مالزی اوضاع بازار ملک و خودرو هم چندان مناسب نیست و تاحدودی قیمت ملک و اجاره کاهش یافته است.

 

سال قبل اینروزها طی سفری که به دبی داشتم یکی از دوستان اصرار داشت که یکی از آپارتمانهای پروژه جدیدی را پیش خرید کنم ودر صورت عدم تمایل هر وقت که اعلام کنم می توان آنرا بسرعت و با قیمت خوب واگذار کرد و سود مناسب هم برد.

در آنموقع هر چه حساب کردم و با خودم کلنجار رفتم بدون اینکه دلیل اقتصادی و تحلیلی خاصی داشته باشم ، متقاعد نشدم که اینکار را انجام دهم. چراکه یک حس درونی مرا باز میداشت.

امشب همان دوست می گفت اوضاع ملک در دبی اصلا خوب نیست!


راستی سرنوشت این حجم انبوه سرمایه های ایرانیها که در املاک دبی حبس شده چه می شود؟

دولت مالزی بار دیگر مبلغ 10 سنت ( کمی کمتر از 4 %) از قیمت بنزین کاست.

 این اقدام در پی افزایش و کاهش قیمت جهانی نفت است که قبلا در باره آن در مطلبهای انتظارات تورمی و پراکنده صحبت کرده ام.

نکته مهم اینست که الان علاقمندم ببینم اگر در این اقتصاد موجهای تورمی ناشی از انتظارات تورمی مردم پس از افزایش قیمت راه نیفتاد.

آیا چسبندگی قیمت در کالاها و خدمات محدودی که پیش از این قیمتهایشان افزایش یافته بود وجود دارد یا خیر؟

و آیا قیمتها با کاهش قیمت بنزیت کاهش خواهد یافت؟

 


تبصره:الان در تهران هستم و پس از مراجعت حتما موضوع را پیگیری می کنم.

امروز همراه یکی از دوستان بودم که می خواست MP3 Player بخرد. بعد از بررسیها فهمیدیم که توی این بازار خب بهترین برند اپل هست و با اختلاف قیمتی زیاد سامسونگ و کرییتیو قرار دارند که بخاطر پخش صدای بهتر توصیه ها بر سامسونگ بود.
اما برایم جالب بود که مطابق اطلاعات این وبلاگ سامسونگ بدلیل حمایتهای دولتی در دسترسی به سرمایه مناسب توانسته از سایر رقبا فاصله بگیرد . اکنون در حالیکه سالیانه 440 میلیون دلار بابت حق لیسانس به شرکت اسکن دیسک می پردازد ، حال مایل است آنرا بخرد. هر چند که معامله بسرانجام نرسیده است.

اغلب در ایران الگوهای کسب و کار پیرو رفتارهای متداول بین المللی یا توریزه شده نمی باشند. بطوریکه مصرف کنندگان نیز ناچار به ابداع روشهای پیچیده می شوند.
مثلا به هنگام بازگشایی مدارس خیلی از خانواده ها برای خرید لوازم التحریر فرزندانشان مستقیما به عمده فروشیها مراجعه می کنند. یاشب عید نروز هم همچنین . گاهی مردم در خارج از مناسبت خریدهای مناسبتی خود را انجام می دهند مثلا زودتر از روز مادر هدایا خریداری می شود.
دو خاطره جالب در اینخصوص دارم:
اول اینکه همکاری داشتم که هم بلحاظ موقعیت شغلی ممتاز (در آمد بالایی هم داشت) و هم متدین بود و هم چنین البته حسابگر.میگفت ما (خودش و همسر و فرزندانش) سالی یکبار در ماه رمضان یک هفته به کیش مسافرت می کنیم و تمام نیاز یکسال رابه قیمت ارزان خریداری می کنیم. ضمن اینکه هزینه های اقامتمان هم فوق العاده اندک می شود.البته اضافه می کرد که تنها ایراد این روش اینستکه روزه هایمان خراب می شود که بعدا آنرا ادا می کنیم!
دوم اینکه چند سال پیش در فاصله تعطیلاتی به شمال ایران مسافرت داشتم طبیعتا آنروزها حجم زیادی مسافر از تهران به شمال سرازیر شده بود.یکی از روزها به اتفاق یکی از دوستان برای خرید روزمره از محل اقامتمان بیرون زدیم ، من با توجه به شلوغی بازار میوه و تره بار نوشهر به دوستم توصیه کردم که خرید مان را از مغازه ای محلی که هم جوار ویلا بود و البته سالها از او خرید کرده و ما را می شناخت انجام دهیم هر چند که کمی گرانتر قیمت گذاری می نمود.وقتی به آنجا مراجعه کردیم و تقاضای خرید مرغ به همراه تمیز و خرد کردن آنرا داشتیم گفت از صبح خیلی کارکردم و خسته ام لذا نمی توانم مرغ را خرد کنم.با تعجب گفتم من فلانیم سالهاست از تو خرید می کنم این چه حرفی است که میزنی اما با بی اعتنایی گفت همینی هست که هست.
راه افتادیم و رفتیم بازار نوشهر هنوز خرید را آغاز نکرده بودیم که یکی از خانمهای شمالی با فروشنده ای کارش به داد و بیداد رسید که چرا قیمتها را بالا برده ای و بعد فریاد زد که خدا این تهرانیها را لعنت کنه که وقتی می آیند همه چیز گران می شه!
اما:
یکی از دوستان می گفت ما در کانادا وقتی فصل خرید می شود کالاها را با قیمتها و شرایط خوب می توانیم بخریم چونکه شرکتها پیشنهادهای بهتر را برای جذب مشتری ارائه می نمایند.
درمالزی نیز به مناسبتهای مختلف قیمتها شکسته می شود اما در مناسبت مهمی مثل عید چینیها این کاهش قیمتها استثنایی تر می شود.اکنون نیز فصل مسافرت اعراب می باشد .اولا در مراکز خرید حجم زیادی از توریستهای عرب مشاهده می شود ثانیا شرکتها اجناس و خدمات خود را با قیمتهای پایینتر عرضه می کنند ثالثا بروشورها به زبان عربی منتشر و مغازه ها هم کارمند مسلط به زبان عربی استخدام کرده اند. خلاصه بازار شاهد نزول قیمت کالاها و خدماتی مثل پوشاک، زیورآلات، رستورانها ، موبایل و... در شرایط ایجاد تقاضای بیشتر می باشد.
ضمنا کسی هم عربها را نفرین نمی کند.

در حال مطالعه MISSION 2020 کشور مالزی هستم. این کشور در زمان چهارمین نخست وزیر پس از استقلال (مالزی در سال 1957 از مستعمره انگلستان خارج و اعلام استقلال نمود ) یعنی در زمان دکتر ماهاتیر محمد اقدام به تدوین برنامه ای سی ساله (2020-1991) نمود تا به چشم انداز و اهداف بلند مدت خود دست پیدا نماید.
آقای احمد بداوی نخست وزیر کنونی مالزی در مقدمه کتابی که به بررسی اقدامات 15 ساله گذشته و راه آینده می پردازد، می گوید:


Dreams are important. They allow people and nations to sharpen focus, define objectives and set clear targets.

شاید این بهترین توصیف از هدف آرمانیی که در ادبیات برنامه استراتژیک از آن نام برده می شود باشد.در واقع از این طریق شما آرزوهای خود را برای سازمان تحت مدیریتان تصور می نمایید

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سید علیرضا عظیمی پور می باشد.