Residual Anger   خشمی است که پس از پایان رویداد اصلی در ذهن انسان می ماند و بر رفتار وی تا مدتی اثر می گذارد.

در واقع خشم زایل کننده تصمیم خردمندانه است.

در تصمیمات مدیرتی ، مدیر باید از تصمیم گیری در لحظاتی که همراه با عصبانیت و خشم است ، پرهیز نماید.

 

 لذا کسب آگاهی از خود و تسلط بر احساسات می تواند بر کیفیت تصمیمات ما بیفزاید.

سالهاست که در بسیاری از عرصه های اجتماعی ، خلاء مسئولیت اجتماعی تک تک افراد آن جامعه را احساس می کنم و به این مهم باور دارم که نقطه شروع هر اقدام اصلاحی از اصلاح رفتار تک تک ما آعاز می گردد. از اینروست که به مجموعه کوششهای معطوف به رشد و تعالی فردی و روان تحلیلگری اهمیت می دهم.

مثلا  معتقدم رشد و توسعه صنایع ما قبل از اینکه در گرو اصلاح قوانین و بهبود فضای کسب و کار باشد ناشی از ضعف مدیریت مدیران و ظرفیت وجودی فعالین صنعتی است.

اما گویی هرچه می گذرد بجای آنکه بهتر شوم، بدتر می شویم.

در مجتمع مسکونی ما، از دو آسانسور یکی یک هفته است که از سرویس خارج شده و مدیر ساختمان از همسایه ها خواسته برای جبران هزینه ها مبلغی را پرداخت کنند. همسایه ها گویی حتی از دادن سرویس به خود هم طفره می روند و با لختی عمل میکنند و نهایتا پول کافی جمع نمی شود!

 این بی تفاوتیها باعث می شود که ما بجای بهتر شدن، پسرفت کنیم.

در محیطی که دیگر نه می شود  از زمین و زمان شکایت و انتقاد کرد و نه دولتی هست و نه سرمایه داری و نه اثری از افرادی که صبح تا شام زبان به نقد آنها می گشاییم، حال چه کنیم! وقتی که جامعه به سطحی از بی تفاوتی می رسد که با خودش هم نامهربان می شود! بنظرم می رسد ضرورت بازگشت به خویشتن چند صد برابر می شود!

 

مطالب زیر اینروزها از طریق ایمیل بین ما می چرخد.
نمي دانم اين جملات نگاه چه كسي به بزرگي و كوچكي آدم ها است اما در آن ظرايفي نهفته است


آدم هاي بزرگ در باره ايده ها سخن مي گويند
آدم هاي متوسط در باره چيزها سخن مي گويند
آدم هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند

همین الان متوجه شدم که "راه تعیین شده" عنوان کتاب عکسهای خانم نفیسه مطلق، خواهر دوست عزیزمان محمد مطلق است که در مالزی منتشر شده است. ضمن تبریک به ایشان و آرزوی موفقیت روز افزون. خوب است شرح خبر را از وبلاگ خانم مطلق بخوانید. 

ضمنا در میان عکسها، عکس محمد خان مطلق هم هست .البته خواستم که در اینجا درج کنم ، که نشد!

 

در خبرها آمده است که محمد نوری در گذشت!

اینروزها خبر درگذشت کسانی که می شناسی دائما می رسد و بر حجم آه و افسوس آدم می افزاید.

صدای محمد نوری برای من ، دلچسب ترین نوایی است که در لحظات خلوت تنهاییم ( خصوصا روزگاری که خارج از کشور بودم ) بجان می شنیدم و می شنوم.

روحش شاد

 


هر وقف می خواهم تصمیمی بگیرم از ابزار ساده ای استفاده می کنم. این ابزار ساده نوشتن است.

سناریوهای پیش رو را بر روی کاعذی می نویسم و بعد نکات مثبت و منفی را هم در ذیل هر سناریو  می آورم و بعد شروع می کنم به امتیاز دادن.

در این روش دهنم منسجم می شود و بهتر می توانم تصمیم بگیرم.

این روش را بارها تکرار کرده ام. تصمیمات مهمی مثل ازدواج، انتخاب برخی از مشاغلی که داشته ام و حتی مهاجرت کردن یا ماندن.

پیشنهاد می کنم از این روش غافل نشوید . در آینده مطالبی را در مورد روش و متدولوژی اینکار خواهم نوشت.

باید اضافه کنم که:

این چند روز آنقدر در مورد موضوعی فکر کرده ام که  حتی علیرغم بکارگیری روش فوق احساس خستگی شدید می کنم.

INCEPTION نام قیلمی است که الان روی پرده سینماهای دنیاست. اگرچه من چندان اهل سینما و قیلم نیستم، تصادفا فرصتی پیش آمد تا فیلم را ببینم.

انصافا فیلم از داستانی بسیار تخیلی، مفهومی و پیچیده برخوردار است که بیننده را به چالش فکری می کشد به گونه ای که انسان را به حس گیج کننده ای نزدیک می نماید.

یکی از دوستانم برای رسیدگی به بیماریی که گرفتار آنست، تحت آزمایش و بررسی پزشکی قرار دارد. در این پروسه مدت کوتاهی شنوایی خود را از دست داده بود.

بعد که شرایط عادی شد، می گوید ناشنوایی خیلی ترسناک است. حتی ترسناک تر از تاریکی است

در مورد برنامه ریزی شخصی در اینجا و اینجا قبلا نوشته ام.


اکنون سه ماه یا 25 درصد از سال را پشت سر گذاشته ایم و اگر دیر بجنبیم، باید انتهای سال افسوس فرصتهای از دست رفته را بخوریم.


در پست قبلی هم این جمله که ما را دعوت می کند به یادداشت کردن اهدافمان تا بتوانیم آن را محقق کنیم در برنامه ریزی شخصی بسیار کاربرد دارد.


بهترین روش به اعتقاد من اینست که جدولی ماتریسی تهیه شود و در سطرهای آن اقدامات استراتژیک مورد نظر درج گردد. بعد در ستونها به ترتیب در اولین ستون شاخصهای سنجش عملکرد شما در مورد آن اقدام استراتژیک درج شود.مثلا اگر کنترل هزینه یکی از هدفهای شماست در خانه مربوطه درج کنید که ماهیانه سقف هزینه شما چقدر باید باشد. یا اگر ورزش کردن را درنظر دارید منظور کنید که در ماه چند ساعت ورزش خواهید کرد.


واقعیت اینست که در ابتدای سال نمی توان انتظار داشت به تمام اهداف رسید. لذا خوبست در ستون دوم شاخصهای سنجش عملکرد برای سه ماهه اول تنظیم شود که قاعدتا کمی آسان تر از شاخصهای کل سال است. مثلا اگر می خواهید در ماه 30 ساعت وقت برای مطالعه زبان انگلیسی صرف کنید و در ابتدای سال وقت کافی برای آند در دسترس نیست . لازم است برای سه ماهه اول سال هدفی ساده تر مثلا 15 ساعت را در نطر بگیرید.


در ستونهای بعدی ماههای فروردین، اردیبهشت و خرداد جای می گیرند و بعد شاخصهای سه ماهه دوم و ...


پایان هر ماه لازم است عملکرد خود را اندازه گیری کنید و در ستون ماه مربوطه و جلوی شاخص مربوطه درج کنید. اگر با هدف گذاری شما تطبیق داشت آن حانه را سبز رنگ، اگر 10 درصد انحراف داشت ، زرد رنگ ( یعنی چندان عملکرد بد نبوده) و اگر انحراف بیشتر بود قرمز می شود که یعنی عملکرد بد بوده است.


بعنوان مثال برنامه یک شخص فرضی در اینجا آمده است. توصیه می شود طی هر ماه روزهای شنبه اول صبح حتما قبل از هر کاری ابتدا جدول برنامه ریزی شخصیتان را مرور کنید.


من بارها در مورد برنامه ریزی شخصی نوشته ام!


سابقه موضوع را در نوشته های سطوح برنامه ریزی شخصی ، ابزار مدیریت برنامه شخصی و ... می توانید ملاحظه کنید.


امسال هم در ادامه مسیری که از سال 1380 آغاز کرده ام، مجددا برنامه سال جدید را البته با متدولوژیی کاملتر در دستور کار قرار داده ام.

در آخرین ویرایش نقشه راه تعالی تدوین شده است. بدین ترتیب که ابتدا مروری بر دستاورد برنامه ریزی شخصی ام طی هشت سال قبل نموده ام، سپس آرزوی آرمانی خودم را تحت عنوان چشم انداز ( Vision) تدیون کرده ام ، در گام بعدی نیز اهداف ترسیم شده اند.

در اینجا سعی کرده ام اهداف را بصورت محدود و کلی تدوین نمایم بطوریک فقط سه هدف کلی را نوشته ام.

بعد از این مرحله نوبت به راهبردها یا استراتژیها رسیده است. برای تحقق هر یک از اهدافم و ذیل آن راهبردهایی ( اقداماتی که از طریق آنها می توان در مسیر تحقق اهداف حرکت نمود) را آورده ام . شاید بد نباشد که بدانید تعداد راهبردهای من 15 مورد می باشد.


امسال برای اولین بار پروژه هایی را نیز تعریف کرده ام. پروژه ها با راهبردها متفاوتند. در راهبردها شما اقدامی را دائمی انجام می دهید مثل کنترل هزینه یا ارتقاء سطح تسلطتان در زبان انگلیسی ، ولی در پروژه ها شما اقدامی را آغاز و در زمانی به پیاین میرسانید. مثل خربد یک خودرو.


درگام آخر هم برای اینکه از اجرای برنامه سال 1389 اطمینان پیدا کنم، با الهام از روش BSC که قبلا توضیحش را داده ام. جدولی تهیه شده و با شاخصهای در نظر گرفته شده کیفیت و کمیت اقدامات را ماهانه اندازه می گیریم.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سید علیرضا عظیمی پور می باشد.