شهود آماری

 اولین باری که این تجربه را بدست آوردم که باید بر آمار ، اعداد و مبالغ در کارم بسیار مسلط باشم و گویی با آنها زندگی کنم به تابستان سال 1379 بر می گردد. در آن مقطع در حال تهیه گزارش عملکرد سال 1378 شستا برای ارائه به محمع بودم که در آمار     میزان صادرات شرکتهای تابعه مبلغی که در ارزش صادرات سیمان ارومیه درج شده بود بجای 190 هزار دلار با یک صفر بیشتر ( بخاطر خطای تایپیست) درج شده بود یک میلیون و نهصد هزار دلار!
 البته سرجمع مبلغ صادرات کل شرکتهای تابعه صحیح بود.
 خلاصه مدیرعامل وقت شستا، تا جدول را دید، صاف دستش را روی عدد سیمان ارومیه گذاشت و با تشر گفت که این درست نیست. چرا حواستان را جمع نمی کنید!
 من هم دلگیر از تشر آقای مدیرعامل و هم حیران از توان تشخیص او، هاج واج مانده بودم که ایشان چگونه از میان این همه عدد، این اشتباه را پیدا کردند.


 بعدها تمرکز خود را بر درک اعداد، آمار و مبالغ را زیاد کردم تا دیگر در برابر آقای مدیرعامل مجبور به سرافکندگی نشوم.


 این انضباط شخصی باعث می شود که در بررسی و تحلیل موضوعات خصوصا مواردی که بار مالی دارد، به توانایی دست پیدا کنیم که بتوانیم اشتباهات عمدی یا غیر عمدی مستتر در موضوعات مورد نظر را کشف کنیم.


 مثلا در آنالیز قیمت تمام شده ، بارها شده است که برخی از مبالغ که مغفول مانده است را کشف نماییم. مثلا در شرکت کربن، قیمت گاز ترش مصرفی در فرایند تولید را مدیرمالی وقت علیرغم اینکه تغییرات قیمت را شرکت گاز اعلام کرده بود ، اعمال ننموده  بود و با قیمتهای قبلی محاسبه می نمود و در یکی از جلسات حسی شهودی به من می گفت که محاسبات در جایی ایراد دارد. آنقدر در بررسی چک و چانه زدیم تا معلوم شد، قیمت جدید را ملاک محاسبه قرار نداده اند!


 این توجه به مبالغ ، آمارها و اعداد در بررسی جریان نقدینگی شرکتها  نیز بسیار بکار می آید. یکی از گزارشهایی که روزانه می بینم، گزارش نقدینگی شرکت و پیش بینی آتی است.


 بارها شده که گزارشها دچار ناهمگونی است و تسلط کلی به اعداد، سبب شده که ایراد را کشف نمایم. مثلا در یکی از شرکتها در ابتدای اشتغالم ، به کمک توجه عمیق به این مبالغ متوجه شدم که یکی از کارکنان مالی تعمدا موجودی حسابهای شرکت را کم  گزارش می نماید تا در زمانی که مدیرعامل نگران است و دنبال چاره می گردد، برای خود شیرینی و به چشم آوردن خود، بگوید که می تواند مسئله را حل کند. غافل از اینکه نمی دانست، این فرمول همیشه بکار نمی آید.


 بنظرم باید با مبالغ، اعداد و ارقام مهمی که در کارمان داریم، زندگی کنیم!


 باید در آنها غوطه ور شویم.


 به هر حال خطاهای تایپی، خطاهای ناشی از اشتباه در ثبت اسناد حسابداری و مالی، خطاهای نیروی انسانی عمدی و غیر عمدی، حساب سازیها ، ناتوانی در تحلیل درست از سوی کارشنا سان و مدیران و کثیری از احتمالهای دیگر، می تواند در برداشت  اشتباه یا به خطا رفتن تحلیلها محتمل باشد.

 
 این شما هستید که باید بتوانید، با تحلیل یکپارچه اعداد ، ارقام و مبالغ مهم کارتان را از گزند اشتباهات خود  دور نگهدارید.


 این توانایی که من آنرا ، حسی شهودی یا شهود آماری می نامم. فقط و فقط از طریق تمرین و دقت بدست می آید.

 

 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سید علیرضا عظیمی پور می باشد.