تصمیمات خردمندانه در موقعیتهای بحرانی

اینکه یک مدیر در موقعیتهای بحرانی چگونه تصمیم گیری می کند و تصمیمش به چه میزان خردمندانه است، بر ارزیابی ناظرین از تواناییهای او بسیار موثر خواهد بود.

 

مدیرانی هستند که در لحظات بحرانی استرس و آشفتگیهای درونی خود را روی اطرافیان تخلیه می کنند و مدیرانی نیز پیدا می شوند که با خویشتن داری تصمیم می گیرند. گروه دوم اگر هم در لحظاتی از خود پرخاش یا عصبانیت را بروز می دهند، بعضا به دلیل تدبیری است که در ذهن خود می پرورانند.

 

من در تجربه شخصی خود، مواردی را به یاد دارم که صبوری و خویشتن داری باعث شد که نتیاج تصمیمات موثر واقع شود.

چند مورد از این خاطرات هرگز از ذهنم پاک نمی شود.

 

روزی حدود ساعت 8 صبح مدیر کارخانه به موبایلم زنگ زد ( در آن روز من در دفتر تهران بودم)  و با کمی اضطراب اعلام کرد که حوالی ساعت 6 صبح آتشسوزی محدودی در کارخانه داشته ایم.

خب تا اینجای کار موضوع چندان عجیب نبود. چون آتشسوزی بر اثر هم عوامل فنی و هم ناشی از بی احتیاطی کارگری و یا بر اثر خرابکاری در کارخانه محتمل بود و تیم آتشنشانی و پوششهای بیمه ای شرکت همواره این پدیده را به نحو مطلوبی حل و فصل می کردند.

اما مشکل این بود که چند دقیقه قبل از تماس مدیرکارخانه، مدیرکل محیط زیست استان و گروهی از کارشناسان او بصورت سرزده به کارخانه آمده بودند.این خبر واقعا بد و بحرانی بود. چراکه ما در آن زمان درگیر پرونده ای در دادگاه مربوط به عدم رعایت ملاحظات زیست محیطی بودیم و کلیه کوششهای ما درخصوص اثبات توجه شرکت به این مقوله با ابهام مواجه بود. حال این بازدید سر زده در آن شرایط آتشسوزی می توانست کاملا کوششهای جدی و مثبت شرکت را پایمال نماید.

بی شک اولین چیزی که به ذهن خطور می کرد ، این بود که این آتشسوزی و این بازدید به هم مرتبط هستند و گروهی درصدد تخریب چهره شرکت می باشند. هرچند که هیچ شاهدی بر این مدعا وجود نداشت و مدیریت شرکت با کارگران و همکاران روابط سالم و صمیمانه ای داشت، اما در ان چند دقیقه سناریوی دیگری به ذهن نمی رسید.

 

ما باید تصمیم میگرفتیم. یا باید از ورود آنها امتناع می کردیم. مثلا بهانه می آوردیم که ازقبل باید مکاتبه می شد. یا اینکه مدیرکارخانه جلسات دیگری را در برنامه اش دارد و ...

یا باید خودمان به استقبال موضوع می رفتیم و در بدو ورود آنها می گفتیم که حادثه ای رخ داده و ...

 

من پشت تلفن، لحظه ای در تریدی تصمیم گیری بودم و مدیرکارخانه منتظر دستور!

لحظه ای به ذهنم زد که شاید واقعا این دو موضوع تصادفی است و فقط یک همزمانی ساده است.بنابراین از مدیر کارخانه خواستم که بدون اینکه در مورد موضوع صحبتی شود ، بصورت کاملا عادی برخورد نماید و اگر قصد بازدید هم داشتند، بازدید انجام شود. لیکن لازم است ترتیبی داده شود تا از سمت انباری که آتشسوزی در آن رخ داده عبور نکنند.

 

جالب اینکه این تصمیم کارساز آمد و بعدها مشخص شد که بازدید کاملا تصادفی و آتشسوزی هم غیر عمدی بوده است. البته تدبیر همکارانمان در کارخانه و تلاششان برای حفظ اعتبار شرکت هم ستودنی بود.

 

واقعا اگر خداوند لطف ننموده بود و تصمیمی خردمندانه اخذ نشده بود، می توانست اعتبار و نتیجه زحمات کثیری از پرسنل شریف شرکت پایمال شود.

 

 

 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سید علیرضا عظیمی پور می باشد.